اين فيلم، ايرانيان را وحشي و کم خرد و حتي از لحاظ شکل ظاهري نيز زشت و غير انساني نشان مي دهد. بسياري از تحليل گران معتقدند اين فيلم، در راستاي زمينه سازي رواني در ميان افکار عمومي جهانيان براي حمله به ايران صورت مي گيرد و در آن کوشيده شده است جرج بوش، به فرمانده سپاهيان آتني، اسپارتاکوس، که شجاعانه در برابر ايرانيان خطرناک و شرور مي جنگد، تشبيه شود.


 فيلم 300 که براساس کتاب کميک استريپ فرانک ميلر ساخته شده است، به يکي از جديد ترين موضوعات جنجالي در ايران تبديل شده است.

داستان اين فيلم تخيلي، درباره نبرد سپاه سيصد نفره، لئونيداس يوناني با سپاه يک ميليون نفري خشايارشا، پادشاه ايراني است که به يوناني ها حمله کرده اند. اين سپاه سيصد نفره، در مقابل اين هجوم سه روز مقاومت مي کنند و در نهايت شکست مي خورند ولي اين شکست مقدمه اي است براي اتحاد يونانيان و شکست کامل خشايارشا.

 منتقدان سينمايي اشکالات فراواني بر فيلم گرفته اند. از جنبه تاريخي، فيلم بر گرفته از روايت هردوت است که خود يک يوناني است و تصديق رواياتش محل شبهه و ابهام دارد. اکثر مورخين بر بزرگنمايي هاي هردوت در تاريخ اذعان دارند، با اين وجود ميلر به رقم "هزار نفر" سپاه ايران که هردوت در تاريخش ذکر کرده هم رحم نکرده، و آن را به يک ميليون نفر رسانده است. و مخاطب ناچار مي بايست از ايرادات نظامي  و دشواري هاي عقلي لشگر کشي با اين تعداد عظيم، آن هم در آن زمان، که مترتب بر اين دروغ بزرگ است، صرف نظر کند. از ديگر مسايل مورد سوال در فيلم، وجهه ابلهانه و وحشي ايرانياني است که نمايش داده مي شوند. از فرهنگ غني ايرانيان باستان هم که سخن به ميان نياوريم، ميلر حتي از لباس رسمي سپاه ايران که طراحي فاخر آن، کتب هنري را پر کرده است، نيز نگذشته و آن را به مجموعه اي از نقاب نقره اي روي شنل سياه براي سربازان و تاج و لباسي ياد آور فرعون، براي خشايارشا تنزل داده است.

از جنبه طراحي شخصيت ها و گريم انها، تصاوير اغراق آميز از هيکل هاي ورزيده و عضلاني اسپارت ها و صحبت دائمي شان از مفاهيمي مثل آزادي و شجاعت - که در عين حال ادم کشتن را هم خيلي دوست دارند - در مقابل نينجاها، جادوگرها و يک هيولاي کچل سبک مغز ايراني، اغراقي وحشتناک در سينماست.

"تام چريتي" كارشناس هنري CNN بر اين باور است كه اين فيلم سراسر خشونت و نظامي گري چيزي براي مخاطبان ندارد به ويژه در زمان حاضر كه مردم از جنگ و خونريزي به ستوه آمده اند.

اما فيلم نقاط قوتي هم دارد. جلوه هاي ويژه اي که در فيلم به کار رفته است، از نظر تکنيکي در حد عالي است. موسيقي بسيار هماهنگ با صحنه ها و بازيگران توانمند براي نقش هاي مختلف، فيلمي جذاب طراحي کرده است.
ناگفته پيداست که اين دروغ پردازي بزرگ مي تواند کار يکي از بنگاه هاي فيلم سازي هاليوود، به نام برادران وارنر است، که يد طولايي در مغفول گذاشتن واقعيات و جعل حوادث دارد. اينکه هاليوود تحت سيطره جرياني يهودي است و محصولاتش هم از اين سيطره بهره کافي ميبرند و در جهت آرمان هاي آنان عمل مي کنند، جاي شبهه ندارد. ولي مسئله اي که بايد ما را هوشيار کند، رقم بالاي فروش فيلم است.

با آغاز اكران سراسري، استقبال از اين فيلم ضد ايراني به حدي زياد بوده است که برخي سينماها در ساعت 30/2 دقيقه بامداد نيز براي نمايش آن سانس فوق العاده گذاشتند.

كمپاني IMAX كه وظيفه پخش اين فيلم را بر عهده دارد گزارش داده كه در تمام سانس هاي پخش سالن ها مملو از جمعيت بوده و 300 به احتمال بسيار زياد موفقترين فيلم هفته هاي آتي از نظر جلب تماشاگر خواهد بود.

پل درگارابديان رييس بخش آمار سينماهاي آمريكا گفت: اين فيلم حماسي در هفته نخست فروش تعجب همگان را برانگيخته است و فكر مي كنم كه تابستان كمي زودتر از موعد فرا رسيده است زيرا اين يك فروش تابستاني است.

اين فيلم با كسب 70 ميليون دلار ركورد بيشترين فروش در ماه مارس را كه متعلق به عصر يخبندان بود و در سال گذشته به دست آمد را پشت سر گذاشته و به پرفروشترين فيلم تاريخ دراين ماه تبديل شد. با اين كه 300 در سه هزار و 103 سينما به نمايش درآمده و حدود 850 سالن از عصر يخبندان كمتر بود ركورد 68 ميليون دلاري اين انيميشن را پشت سر گذاشت.

پرفروش ترين فيلم تاريخ در هفته ابتدايي نسخه سوم ماتريكس بود كه 8/91 ميليون دلار فروش كرد و پس از آن مصائب مسيح با 8/83 ميليون دلار در رده دوم قرار دارد. 300 سومين فيلم پرفروش تاريخ در هفته نخست اكران عمومي است.

"دان فلمان" مسئول پخش داخلي تايم وارنر نيز با ابراز خرسندي از اين استقبال كم نظير پخش اين كار را يكي از موفقيت هاي دوران كاري خود دانسته است.

در هر حال، فيلم 300 كه اكران آن از 9 مارس (18 اسفند) در سينماهاي آمريكا آغاز شده تا كنون با نظرات مثبت بيشتري همراه بوده به نحوي كه بر اساس اعلام يكي از سايتها 61 درصد آن را مثبت ارزيابي كرده اند. 

با وجود تمام اين موارد، تا پايان اکران فيلم، تعداد بسيار بيشتري از تماشاگران اين فيلم را خواهند ديد و چيزي که در ذهن اين افراد به جا خواهد ماند تصوير بسيار زشتي از گذشته ماست؛ و بعيد مي دانم تمام آن افراد اينقدر منصف باشند که تصوير شيطاني به تصوير کشيده شده از ايرانيان در اين فيلم را با حال در نياميزند.

اما دليل اين همه دشمني و دروغ پراکني بر عليه مردم ايران دير زماني است که واضح و روشن شده است: باز هم مسيحيان صهيونيست.

يکي از مباني اعتقادي مسيحيان صهيونيست درباره آخر الزمان، پيروزي موقتي مسلمانان - بطور خاص ايرانيان - بر يهوديان است که مدتي طول مي کشد و دوران سختي براي يهود، ناميده مي شود. در پايان اين دوران مسيح واقعي ظهور خواهد کرد و در نبردي جهاني، تمامي کافران به يهود را خواهد کشت و تنها يهوديان واقعي مي توانند در اين نبرد او را ياري کنند.

اگر نگاهي در حد تورق به کتبي درباره مسيحيان صهيونيست بيندازيم، سيطره وسيع آن ها بر غرب و بلاخص آمريکا، خصوصا در تصميم گيري هاي سياسي اين کشور را به وضوح خواهيم ديد. بنابراين توليد چنين محصولي از مجموعه اي وابسته به اين تفکر، اصلا موجب تعجبمان نخواهد شد.

حال بايد قضاوت کرد، که آيا مردمي با سابقه تمدني چند هزار ساله، با پايگاه اخلاق عالي و انساني، با خلق و خويي آرام و صلح طلب و مهربان، داراي قواي ذهني فوق العاده و معتقد به مذهبي لطيف که پيامبرش "رحمت براي جهانيان" است را راحت تر مي توان مورد تهاجم قرار داد يا مردمي کودن، خون خوار و جنگ طلب، که در گذشته هميشه پادشاهانشان بر سرزمين اينان چشم طمع داشته اند؟

بنابراين واضح است که ساختن پس زمينه اي ذهني از ما دشمنان آخرالزماني مسيحيان صهيونيست، پيش زمينه هايي است مقدماتي، که قدم به قدم براي تحقق نبرد بزرگ برداشته مي شود. البته عدم وجود هيچ تلاشي از طرف ما براي اثبات تاريخ و تمدن گذشته و عقايد و افکار کنون مان هم راه  را براي ايشان هموار مي کند. و تاسف بر اين مطلب که چرا تمام ما هنوز درباره اين اعتقادات خطرناک و گسترده، اطلاع کافي نداريم، کماکان قلبمان را آزار مي دهد.