مولانا رومی نیست، ایرانی است!

بمب گوگلی برای دفاع از هویت ایرانی مولانا مولانا رومی نیست، ایرانی است! این روزها همزمان با هشتصدمین سال تولد مولانا که از طرف یونسکو سال مولانا نامیده شده، این شاعر و اندیشمند بزرگ ایران و جهان اسلام مورد توجه رسانه‌های همه کشورهای دنیا قرار گرفته است. این در حالی است که در اخبار و گزارش‌های بین‌المللی منتشر شده در مورد مولانا تقریبا هیچ اشاره‌ای به هویت ایرانی مولانا نمی‌شود. در حالی که در ایران برای بزرگداشت مولانا به برگزاری همایش‌ها و سیمنارها بسنده می‌شود، ترکیه توانسته در اثر غفلت ایران با اقدامات تبلیغی خود مولانا را به عنوان شخصیتی ترک به جهانیان معرفی کند و این بزرگمرد فرهنگ ایران را به نفع فرهنگ خودش مصادره کند. اما مصادره مولانا از مصادره نام او شروع شده است. مولانا در دنیا به اشتباه با عنوان «رومی» شناخته می‌شود. به این ترتیب جدا کردن مولانا از فرهنگ ایرانی و انتساب او به فرهنگی غیر ایرانی در نام‌گذاری او هم لحاظ شده است. متاسفانه نه تنها در ایران در جهت شناسانده شدن مولانا با نام اصلی‌اش به جهانیان اقدامی انجام نشده است، بلکه در ایران هم اغلب رسانه‌ها برای مولانا از عنوان رومی استفاده می‌کنند. در همین رابطه از طرف جمعی از دوستداران مولانا و فرهنگ ایران، پایگاهی اینترنتی به زبان انگلیسی و با هدف معرفی واقعی مولانا به مخاطبان غیر ایرانی ساخته شده است. آدرس این سایت www.mevlana-jalaluddin.com است. در این سایت علاوه بر گرد‌آوری اخبار و اطلاعاتی در مورد مولانا، او با عنوان چهره‌ای ایرانی معرفی شده و در مورد عنوان اشتباه رومی توضیحاتی داده شده است. گروه سازندگان سایت از همه کاربران ایرانی اینترنت اعم از وبلاگ‌نویسان و مدیران سایت‌ها درخواست می‌کنند به این سایت با عنوان mevlana rumi در صفحات سایت‌هایشان لینک دهند. این اقدام در واقع استفاده از تکنیک بمب‌گوگلی برای بازپس‌گیری هویت ایرانی مولانا است. با لینک دادن به این صفحه با این عنوان، از این پس هر کس در هر نقطه دنیا از طریق موتورهای جستجو همانند گوگل به دنبال اطلاعاتی در مورد مولانای ایرانی باشد و عبارت rumi را جستجو کند، به سایت جدید هدایت می‌شود و با هویت اصلی مولانا و تعلق او به فرهنگ ایرانی آشنا می‌شود.

برای لینک دادن به این صفحه می‌توانید کد زیر را در قالب صفحات اینترنتی خود قرار دهید:

 

یار پاکباخته امام زمان(ع)

گذری بر زندگانی و تشرفات مرحوم حاج قدرت الله لطیفی , عضو هیأت امنای مسجد مقدس جمکران
ای مردم، اگر مرغی از شما گم شود به همه جا سر مي‌زنید تا آن را بیابید. چگونه است که غافلید و دنبال امام گم‌شدة خود نمي‌‌گردید؟
مرحوم حاج قدرت الله لطیفی به سال 1304 شمسی، در محلة عین الدوله شهر تهران چشم به جهان گشود. از همان دوران کودکی گرایش قابل توجهی به امور دینی و ولایی در او نمایان بود. پس از گذراندن دوره ابتدایی به مدرسه علميه حاج ابوالفتح، واقع در ميدان قیام، رفت و تحصیل علوم دینی را در زیّ طلبگی آغاز نمود.
از جمله ويژگی‌های ممتاز آن مرد خدا این بود که از نوجوانی به نماز جماعت علاقه و توجه خاصی داشت. در یکی از نمازهای جماعت آن ایام بود که بزرگ‌ترین تحوّل زندگی او اتفاق افتاد. قدرت الله نوجوان شبی برای شرکت در نماز جماعت به مسجد فائق رفته بود. پیرمردی روحانی و آسمانی با لباس‌هایی ژنده و مندرس از امام جماعت مسجد اجازه مي‌خواهد بین دو نماز دقایقی کوتاه برای نمازگزاران صحبت کند. پس از اذن امام جماعت، وی جملاتی را دربارة امام عصر(ع) و غربت آن حضرت و لزوم انتظار ایشان بیان مي‌کند و در ادامه با سوز و گداز مي‌گوید:
ای مردم، اگر مرغی از شما گم شود به همه جا سر مي‌زنید تا آن را بیابید. چگونه است که غافلید و دنبال امام گم‌شدة خود نمي‌‌گردید؟
این عبارات در وجود مستعد، قلب پاک و جان شیفته او چنان آتشی برپا مي‌کند که تا آخرین لحظة حیات در وجودش زبانه مي‌کشید و تمام عمر را با یاد آن عزیز مي‌گذراند.
هم‌زمان با این ماجرا و در همين ایام به پیشنهاد یکی از دوستان، به محضر مرحوم «سید کریم کفّاش» ـ  که یکی ازاولیای الهی و مرتبطان با ساحت مقدّس حضرت ولی عصر(ع) بود ـ شرف‌یاب مي‌شود. آقای لطیفی خود نقل مي‌کرد که مرحوم كفّاش به دوست همراهم که معرّفم نیز بود، گفت شما اگر مي‌خواهید مي‌توانید بروید. بعد از آن به من اشاره کرد كه: «شما بمانید!» مجلس که خلوت شد و با مرحوم كفّاش تنها شدم مرا کنار خویش نشانده، فرمود:
شب‌های جمعه در منزل ما مجلس روضه‌ای خصوصی برپاست و شما از این هفته حتماً تشریف بیاورید. حضرت مهدی ـ سلام الله علیه ـ سفارش شما را به ما کرده‌اند. هر وقت تمایل داشتید مي‌توانید به اینجا تشریف بیاورید و در تمام ساعات هر روز هفته، در منزل به روی شما باز است.
اولین جلسه‌ای که به مجلس روضه رفتم، حضور افراد برجسته‌ای مانند: شیخ مرتضی زاهد، شیخ محمد حسین زاهد، حاج مقدس ، آقا یحیی سجادی ، شیخ رجب‌علی خیاط، که بعضی وقت‌ها به آن جلسه تشریف مي‌آورد، توجهم را به خود جلب کرد.
آقای لطیفی تا پایان عمر مرحوم كفّاش در محضر ایشان شاگردی کرد. مرحوم كفّاش پیش از مهاجرت به نجف به آقای لطیفی فرموده بود : «من به نجف مي‌روم و دیگر مرا پیدا نمي‌کنید». هرچند مرحوم لطیفی به واسطة تعلق خاطر جدّی که به ایشان پیدا نموده بود راهی نجف مي‌شود ولی پیش از آنکه به استاد برسد ایشان دار فانی را وداع گفته بود و برای هميشه ميان آن‌دو جدایی مي‌افتد.
 اندکی بعد، مرحوم لطیفی به تهران بازگشت. پس از مدتی سکونت و تحصیل در قم، شوق و ارادت به آستان مقدس امام هشتم(ع) او را به مشهد کشاند. زندگی در مشهد هرچند شیرینی‌هاي خاص خود را داشت، در عین حال، به مرور ایام طعم بعضی از سختی‌ها را به مرحوم لطیفی چشاند.
هزینه‌های تحصیل مرحوم لطیفی همچنان با پدر بزرگوارش بود و او به جهت اشتغال به تحصیل امکان فعالیت اقتصادی و کسب درآمد را نداشت. در همين ایام بود که مشکلات مالی پدر و فاصلة زیاد ميان  تهران و مشهد شرایطی را به وجود آورد که ناچار به خرید نسیه از مغازه‌داران شد. مقدار نسیه‌ها که زیاد شده بود مغازه‌داران از دادن جنس به آن مرحوم امتناع مي‌کنند. ایشان به ناچار روزهای سختی پس از این ماجرا تجربه مي‌کند به شکلی که روزها از سر اجبار قصد روزه مي‌کرد و تنها سحری و افطاری که برای ميل کردن در اختیار داشت چند جرعه آب بود. روز سوم که آن مرحوم برای زیارت و عرض حاجت به حرم مطهّر مي‌رود، پس از زیارت و اقامة نماز به منزل باز مي‌گردد. با آب که افطار مي‌کند از شدت ضعف از هوش مي‌رود.
دقایقی که مي‌گذرد دو نفر در حجره را مي‌زنند و مرحوم لطیفی با نهایت ضعف برخاسته، در را برایشان باز مي‌کنند. سه نفر به داخل مي‌آیند که در دیدارهای بعدی برای او معلوم مي‌شود که یکی از آن سه تن وجود نازنین امام عصر(ع) است. ایشان برای او مائدهای آسمانی، ذغال و دیگر ملزوماتی را که نیاز داشت آورده بودند. پس از آنکه افطار کرده، به حالت طبیعی خود بازمي‌گردد، حضرت ولی عصر(ع) به او دستور مي‌دهند که به تهران بازگردد و به تأسیس مدارس اسلامي‌ همت گمارد. ایشان امر مولای خود را امتثال نموده، در تهران با تأسیس دارالتعلیم علوی جریان مدارس اسلامي‌ را بنا مي‌نهد. دانش آموزان مدرسة او در مقایسه با دیگر مدارس اسلامي‌ معرفت و توجه بیشتری نسبت به حضرت ولی‌عصر(ع) داشتند.
او پیش از این نیز از سر عشق و علاقه‌ای که به مولا و صاحبش داشت اقدام به برپایی مجالس دعای ندبه ، در حدود 55 سال قبل، برای اولین بار نموده بود تا مقدمات ظهور انفسی حضرتش فراهم آید.مرحوم لطیفی معتقد بود که پیش از ظهور آفاقی و فراگیر حضرت مهدی(ع) باید سیمای دلربای ایشان در انفس و قلوب مردمان نمایان شود و این ممکن نیست مگر با تحصیل معرفت نسبت به آن حضرت. به دست آوردن معرفت نیز نیازمند توجه به آن وجود سراسر مهر و نور است. حلقه‌های ذکر و جلسات دعا برای حضرت نیز سریع‌ترین و ساده‌ترین راهی است که مي‌تواند در این راستا نتایج فوق‌العاده‌ای را به بار آورد. دیدار با حضرت حجّت ـ سلام الله علیه ـ یکی از آثار و برکاتی بود که از این ابتکار نصیب او گردیده بود.
 برپایی مجالس ذکر مولا و تبلیغ مهدویت از جمله فعالیت‌های آن مرحوم بود که تا آخرین روزهای عمر مبارک و پر خیر و برکتش به آن اهتمام داشت و لحظه‌ای در انجام آن کوتاهی و تردید نمي‌ورزید.
شب نیمة شعبان سال 1348شمسی نقطه تحول بعدی در زندگی آکنده از خیر و برکت ایشان رقم مي‌خورد. آن مرحوم خود نقل مي‌کرد که  شب نیمه شعبان را در مسجد جمکران، در شرایطی به سر بردم که در آن ایام هیچ رونق و اوضاع مناسبی نداشت. احوال نابسامان مسجد، به خصوص مسائل بهداشتی،  وضوخانه و ... خیلی مرا منقلب و ناراحت کرد.
تعداد زائران معدود مسجد، پاسی از شب گذشته با آخرین سواری‌های موجود عازم قم شدند؛ اما من با اصرار زیاد  و دادن مبلغی پول به خادم مسجد تا صبح در مسجد ماندم. تمام شب را با حالی خوش مشغول به دعا و راز و نیاز و توسل بودم. در ميانه‌های شب بود که  وجود مقدس امام عصر(ع) همراه با دو نفر تشریف فرما گشته، نقشه‌ای را به دستم دادند و مرا مأمور به تجدید بنای مسجد نمودند. و اكنون پس از چهل سال پیگیری و تحمل زحمت‌ها و مرارت‌های بیشمار مسجد مقدس جمکران، چنان مورد توجه مردم قرار گرفته که تنها در هر شب نیمة شعبان، پذیرای ميليون‌ها زائر و مشتاق وجود مبارک امام زمان(ع) مي‌شود.
مرحوم لطیفی در مدت سکونت خود در تهران اقدام به تأسیس و راه اندازی چند صندوق قرض الحسنه کرده، هماره تمام تلاش خود را برای خدمت به مردم و برآوردن حاجات مردم به کار مي‌بست. علاوه بر آنچه تاکنون برشمردیم موارد زير نیز از آن مرد خدا به یادگار مانده است:
ترميم و توسعة بقعة حضرت سکینه بنت اميرالمومنین(ع) در سوریه، امامزاده یحیی بن زید در افغانستان، و چندین امامزادة دیگر و عضویت در هیأت امنای آنها، تأسیس دارالشفای حضرت مهدی(ع) در جمکران، احداث درمانگاه حضرت ولی عصر(ع) تهران، بیمارستان حضرت مهدی(ع)، بنای مسجد شاهزاده علی اصغر و حسینیه حضرت اسحاق مازندران و بنیادها، حسینیه‌ها و خیریه‌های متعدد دیگر در گوشه و كنار کشور.
آیت الله العظمي‌ وحید خراسانی از مراجع عظام تقليد، ایشان را انسان کامل مي‌دانست و آیت الله العظمي‌ صافی گلپایگانی بر این باور بود که با ازدست رفتن ایشان کسی نخواهد توانست جای خالی او را پر کند و هیچ کس را مانند ایشان مسلط بر نفس خود ندیده بودند. او که با سجایای اخلاقی نیکو، و تحمل بس عظیمي كه داشت بیننده را به شگفتی وا مي‌داشت.
مرحوم لطیفی به معنای واقعی، زندگی خویش را وقف مردم نموده بود و با صبر و حوصلة تمام، ساعت‌ها به درد دل مراجعه‌کنندگان گوش فرا مي‌داد و چنان بر این رویه اهتمام داشت که در این سال‌های آخر عمر هرگز ضعف و کسالت‌های ناشی از کهولت سن مانع پیگیری‌های مجدّانه ایشان در امور خلایق نگشت.همواره روایت شریف نبوی «من أصبح و لم یهتمّ بأمور المسلمين فليس بمسلم» را به دیگران توصیه مي‌نمود و در پيشگامي‌اش در عمل به این روایت، توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب مي‌کرد؛ چه آن مرحوم هر روز خود را با پاسخ‌گویی به تلفن مردم آغاز و نیز با آن به پایان مي‌رساند. بزرگی این مرد خدا به حدی بود که هرچند بسیاری از بزرگان و چهره‌های شاخص از ایشان استمداد مي‌کردند و به بهترین حالت ممکن پاسخ خود را مي‌گرفتند ولی با این حال هیچ‌گاه ایشان ميان مسئولان و مردم عادی تفاوتی قائل نشد و در پایان عمر، در نهایت سادگی و بی‌ آنکه تعلق خاطری به زخارف دنیا داشته باشد زندگی را وداع گفت و حیات جاودان یافت.
تمام روزهای زندگی مرحوم لطیفی در تبلیغ دین خدا، تحبیب نام مولا و ترویج فرهنگ ناب مهدوی عاری از هر نوع شوائب دنیوی و نيز گره گشایی از امور مسلمانان و بندگان خدا خلاصه مي‌شد و شب‌هایش سراسر به عبادت و مناجات و تضرع مي‌گذشت. مثال همان که مولی الموحدین علی(ع) در خطبه متقین توصیف فرمودند.
در آخرین روزهای عمرش، دوستان بسیار نزدیک از آن مرحوم شنیده بودند که در پایان مرداد ماه، سفری در پیش دارد که دیگران وي را نخواهند دید، و به خدمت مولا صاحب‌الزمان(ع) بار خواهد یافت. هنگامه غروب روز یک‌شنبه پنجم شعبان المعظم، مصادف با بیست و هشتم مرداد پس از یک هفته بیهوشی، وعده‌ای که به او داده شده بود، تحقق یافت و توفیق بار يافتن به آستان مقدس حجّت حیّ خداوند ـ سلام الله علیه ـ نصیبش گشت. اميد که در آینده‌ای نه چندان دور، شاهد ظهور آفاقی امام موعود حضرت صاحب الامر(ع) باشیم و همگی در کنار هم در آستان مقدسش به خدمتگزاری مفتخر گردیم. انشاءالله 
روحش شاد