بعد از چند روز غیبت ...

بعد از چند روز غیبت دوباره برگشتم.

این چند روز مشکل اتصال به اینترنت داشتم. دیروز بعد از ظهر هر طور بود برطرفش کردم و چند تا مطلب جدید فرستادم:

 

دوتا عکس:

مسجد قرطبه اسپانیا 

یال سحابی جبار

یه حکایت تکراری اما پند آمیز

پرسش‌هاى موسى(ع) از خدا

بخونید قشنگه. 

مرگ شيطان

در قسمتی از این مطلب اومده که ( ... از مجموع بيانات مرحوم علامه طباطبايى معلوم مى شود كه ايشان معتقدند در زمان ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، شيطان نابود مى شود ...) 

آمريكا چگونه جهان را شنود مى‏كند؟

... مدتى است كه به طور مداوم اين نجوا به گوش مى‏رسد كه شركت عظيم كامپيوترى مايكروسافت پيوند نزديكى با آژانس امنيت ملى آمريكا دارد ... 

سخنان جدید قذافی درباره شیعه و دولت فاطمیون

ازش بعیده اما حرفای جالبی زده پشت پرده چه خبره نمی دونم!!!

 

آقا محمد هم بعد از حدود 1 ماه دوباره بهم سر زد. ( از همون روز اول که دیدمش به دلم نشست. اولین برخوردمون مرداد گذشته بود و چون رشته درسیش هم تقریباً به رشته من نزدیک بود ...) وبلاگ جالبی داره همیشه مطالبش رو می خونم.

 

امروز عصر برای تحویل پایان نامه و تسویه حساب با دانشگاه چند روزی میرم تهران. انشاء الله این دفعه دیگه همه چی تموم می شه و دانشگاه و جامعه دانشگاهی ایران از شرم راحت میشن ( البته به طور موقت).

مسافرت که میرم، توی راه فرصت خوبیه برای فکر کردن و نوشتن که همیشه هم سعی می کنم از این فرصت به بهترین نحو استفاده کنم و چون توی اون موقعیت کاری هم ندارم پس راحت فکر می کنم و راحت هم می نویسم.

اگر از این سفر زنده برگشتم( با این وضعیت راه ها ) سعی می کنم وبلاگ رو متحول کنم و با دوستان تعامل بیشتری داشته باشم و طرحی رو که خیلی وقته تو ذهنمه با همکاری دوستان وبلاگ نویس عملی کنم.

اگر هم زنده بر نگشتم که این آخرین پست این وبلاگ میشه؛ حدود دو سه هفته دیگه سر بزنید اگر دیدید که مطلب جدید نفرستادم برام فاتحه بخونید و طلب آمرزش کنید.

خدانگهدار...

 

سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان

 

و

شادی روح شهدا

 

 

صلوات

شاید این جمعه بیاید ...

اسپانیا: مسجد قرطبه

مسجد قرطبه

این عکس رو که دیدم با مسجدالنبی اشتباه گرفتم اما توضیحاتش رو که خوندم دیدم که مسجد قرطبه در اسپانیاست.( نمیدونم ربطی به هتل قرطبه مکه داره یا نه )

این مسجد در قرن هشتم میلادی ساخته شده و در حال حاضر به عنوان کلیسای جامع قرطبه می باشد!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمای بیرونی مسجد قرطبه:

مسجد قرطبه

 

 

 

 

 

 

 

 

داخل مسجد:

مسجد قرطبهمسجد قرطبه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

توضیحات بیشتر در سایت : sacred-destinations

یال سحابی جبار

تصویر با رنگ های واقعی از تلسکوپ فضایی هابل

توضیحات بیشتر در سایت :NASA

حکایت

سر قبر شخصي نوشته شده بود : کودک که بودم مي خواستم دنيا را تغيير بدهم وقتي بزرگتر شدم متوجه شدم که دنيا خيلي بزرگ است من بايد کشورم را تغيير بدم بعد ها کشورم را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول کنم . اينک من در آستانه مرگ هستم مي فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم.

پرسش‌هاى موسى(ع) از خدا

نه تنها موسى بن عمران بلكه بسيارى از پيامبران به ويژه پيامبر بزرگ اسلام پرسش‌هايى درباره معارف و حقايق از حضرت حق داشتند كه خداى مهربان پاسخ آنان را عنايت كرده است.
بخش مهمى از اين پرسش‌ها در رابطه با حسنات اخلاقى بوده كه در اين زمينه به يك قطعه از اين پرسش‌ها كه موسى بن عمران از حضرت حق داشته و پاسخ‌هاى بسيار مهمى شنيده اشاره مى‌رود.
امام عسكرى عليه السلام مى‌فرمايد: هنگامى كه موسى بن عمران با خدا سخن مى‌گفت عرضه داشت: خدايا! پاداش كسى كه شهادت دهد من فرستاده و پيامبر توام و تو با من سخن مى‌گويى چيست؟ خدا فرمود: فرشتگانم به سوى او مى‌آيند و وى را به بهشتم بشارت مى‌دهند .

موسى گفت: پاداش كسى كه در پيشگاهت مى‌ايستد و همواره نماز به جا مى‌آورد چيست؟ فرمود: به خاطر ركوع و سجود و قيام و قعودش به فرشتگانم مباهات مى‌كنم، و كسى كه به فرشتگانم به او مباهات كنم او را عذاب نخواهم كرد .

موسى گفت: پاداش كسى كه به خاطر خشنوديت مسكينى را طعام دهد چيست؟ فرمود: فرمان مى‌دهم ندا دهنده‌اى بر فراز همه خلايق ندا دهد فلان پسرِ فلان، از آزاد شده‌هاى خدا از آتش دوزخ است .

موسى گفت: پاداش كسى كه صله رحم كند چيست؟ فرمود: مرگش را به تأخير مى‌اندازم و سكرات موت را بر او آسان مى‌كنم، و خزانه‌داران بهشت او را ندا مى‌كنند به سوى ما بيا و از هر درى كه خواستى وارد بهشت شو .

موسى گفت: پاداش كسى كه آزارش را از مردم نگاه دارد و نيكى و خيرش را به مردم برساند چيست؟ فرمود: روز قيامت، آتش به او ندا مى‌كند كه تو را بر من راهى نيست .

گفت: پاداش كسى كه با زبان و دلش تو را ياد كند چيست؟ فرمود: موسى! او را در قيامت در سايه عرشم قرار مى‌دهم و در حمايت خود مى‌گيرم .

گفت: پاداش كسى كه پنهان و آشكار آيات حكيمانه‌ات را تلاوت كند چيست؟ فرمود: اى موسى! چون برق بر صراط خواهد گذشت .

گفت: پاداش كسى كه بر آزار و سرزنش مردم چون وابسته به تو است صبر كند چيست؟ فرمود: او را در برابر ترس‌هاى روز قيامت يارى مى‌دهم .

گفت: پاداش كسى كه چشم‌هايش از خشيت تو اشك بريزد چيست؟ فرمود: چهره‌اش را از حرارت آتش دوزخ حفظ مى‌كنم و او را از روز فزع اكبر ايمنى مى‌دهم .

گفت: پاداش كسى كه به خاطر حياى از تو خيانت را ترك كند چيست؟ فرمود: روز قيامت براى او ايمنى است .

گفت: پاداش كسى كه به اهل طاعتت محبت ورزد چيست؟ فرمود: او را بر آتش دوزخ حرام مى‌كنم .

گفت: پاداش كسى كه مؤمنى را عمداً به قتل برساند چيست؟ فرمود: روز قيامت به او نظر رحمت نمى‌اندازم و از لغزشش گذشت نمى‌كنم .

گفت: پاداش كسى كه كافرى را به سوى اسلام دعوت كند چيست؟ فرمود: به او درباره هر كسى كه بخواهد اجازه شفاعت مى‌دهم .

گفت: پاداش كسى كه نمازهايش را به وقت بخواند چيست؟ فرمود: درخواست‌هايش را به او عطا مى‌كنم و بهشتم را بر او مباح مى‌نمايم .

گفت: پاداش كسى كه وضويش را براى خشيت تو كامل و تمام انجام دهد چيست؟ فرمود: او را روز قيامت برمى‌انگيزم در حالى كه ميان دو چشمش نورى است كه مى‌درخشد .

گفت: پاداش كسى كه روزه رمضان را به خاطر رضا و خشنودى تو بگيرد چيست؟ فرمود: او را در قيامت در جايگاهى قرار مى‌دهم كه در آن ترسى نيست.
 
تبيان 

مرگ شيطان

بعد از آنكه شيطان بر انسان سجده نكرد و مقام خود را برتر از آن دانست كه براى انسان خاكى تعظيم كند، خدا او را از رانده شدگان قرار داد و فرمود: «تا روز جزا بر تو لعنت باد.» (2) در اين هنگام شيطان از خداوند خواست كه او را تا روز برانگيخته شدن انسانها از قبر مهلت دهد و جواب شنيد كه: تو تا روز و وقت معلومى مهلت دارى. او تا «يوم يبعثون » مهلت خواست و خدا «يوم الوقت المعلوم» بدو مهلت داد. سؤال اين است كه آيا بين اين دو روز فرق است؟ و اگر هست به چه نحو است و چه نتايجى دارد؟

قال رب فانظر الى يوم يبعثون قال فانك من المنظرين الى يوم الوقت المعلوم[شيطان] گفت: پرودگارا! پس مرا تا روزى كه برانگيخته خواهندشدمهلت ده.
فرمود: تو از مهلت يافتگانى، تا روز [و] وقت معلوم. (1)

بعد از آنكه شيطان بر انسان سجده نكرد و مقام خود را برتر از آن دانست كه براى انسان خاكى تعظيم كند، خدا او را از رانده شدگان قرار داد و فرمود: «تا روز جزا بر تو لعنت باد.» (2) در اين هنگام شيطان از خداوند خواست كه او را تا روز برانگيخته شدن انسانها از قبر مهلت دهد و جواب شنيد كه: تو تا روز و وقت معلومى مهلت دارى. او تا «يوم يبعثون » مهلت خواست و خدا «يوم الوقت المعلوم » بدو مهلت داد. سؤال اين است كه آيا بين اين دو روز فرق است؟ و اگر هست به چه نحو است و چه نتايجى دارد؟

مرحوم علامه طباطبايى ذيل اين آيه شريفه نكاتى را فرموده اند كه باختصار نقل مى شود. تفسير ايشان از اين آيه جالب و شيرين و در عين حال قابل تامل است: «با نظرى گذرا به دو آيه معلوم مى شود كه روز «وقت معلوم » با روزى كه مردم برانگيخته مى شوند، متفاوت است و حتما بايد آن روز قبل از روز بعث باشد.» و سپس در ادامه استدلال مى گويند: «اطلاق در آيه 15 سوره «اعراف » كه خداوند بدو فرموده تو از مهلت داده شدگانى با آنچه در سوره «ص » و همين جا آمده است مقيد مى شود يعنى منظور روز وقت معلوم است.» (3) ايشان در جواب اين سؤال كه آيا خود ابليس از زمان آن روز خبر دارد يا نه مى گويند: «اين روز در علم الهى مشخص و مبين است كه چه زمانى است. اما، آيا ابليس هم مى داند يا نه از آيه چيزى بر نمى آيد.» علامه در ادامه جواب به نظرى كه مى گويد شيطان آن روز را نمى داند مطلب را به بحث مورد نظر مى كشاند و مى فرمايد: اينكه دوباره ابليس گفته است: «همه را گمراه خواهم ساخت.» (4) دليل است كه او تا زمانى كه انسان در دنيا زندگى مى كند كار خود را ادامه مى دهد. پس از آيه «الى يوم الوقت المعلوم » فهميده مى شود منظور تا آخر عمر انسانهايى است كه در روى زمين زندگى مى كنند و امكان اغواى آنها وجود دارد.» ايشان در تقويت اين نظريه از قول «ابن عباس » و اكثر مفسران اينطور ادامه مى دهند كه: «منظور از آن روز، آخرين روزهاى تكليف است و آن مربوط به نفخه اولى است كه همه خلايق در آن از دنيا مى روند. گويا اين نظر مبتنى بر اين است كه ابليس تا زمانى كه تكليف است و امكان مخالفت و معصيت وجود دارد زنده مى ماند و آن هم مدت عمر انسان در اين دنياست يعنى تازمان نفخه اولى كه همه مردم مى ميرند و بين اين نفخه و نفخه دوم كه در آن مردم برانگيخته مى شوند 40 سال يا 400 سال بر حسب اختلاف روايات فاصله وجود دارد.» مرحوم طباطبايى با اينكه بدين طريق وجه فوق را تقويت كرده و روز وقت معلوم را به نفخه اولى تفسير مى كند اشكالى بدان كرده و آن را رد مى نمايد تا نظريه اى را كه خود قبول دارد بيان و تقويت نمايد. لذا مى گويند: «وجهى كه گفته شد خوب است و تنها يك اشكال دارد و آن اينكه در اين نظريه آمده بود ابليس تا زمانى كه تكليفى هست و امكان مخالفت و معصيت وجود دارد زنده مى باشد» صاحب الميزان اين ملازمه را يعنى ملازمه بين وجود تكليف و وجود ابليس را قبول ندارد و مى گويد: «استناد معاصى به شيطان اقتضاى بقاى ابليس را دارد تا زمانى كه معصيت و گمراهى وجود داشته باشد، نه تا زمانى كه تكليف باقى است و دليلى هم بر ملازمه بين معصيت و تكليف در خارج نيست.» به عبارتى روشن تر ايشان مى خواهند ملازمه بين وجود تكليف و وجود ابليس را نفى كند ولى ملازمه بين معصيت و ابليس را ثابت نمايد و بعد از آن ملازمه بين معصيت و تكليف را نفى كرده و مى گويند امكان دارد تكليف باشد ولى معصيتى نباشد و وقتى معصيت نبود ابليس هم نيست. مرحوم علامه از اينجاشروع به بيان اثبات زمانى مى كند كه تكليف وجود دارد ولى هيچ معصيتى اتفاق نمى افتد و امكان فوق را در خارج واقعه اى مى دانند كه حتما اتفاق خواهد افتاد. در اين باره مى فرمايند: «حجت عقلى و نقلى وجود دارد كه نهايت زندگى انسان نوعى سعادت است كه انسانها را در بر مى گيرد و جامعه انسانى به خير و صلاح مى رسد و جز خدا در روى زمين عبادت نمى شود و بساط كفر و فسوق برچيده مى شود. زندگانى خالص و باصفا شده و امراض قلبى و وسوسه هاى درونى برطرف مى گردد.» ايشان گرچه با عبارت حجت عقلى و نقلى تلويحا رسانده اند كه منظورشان از آن روز چه روزى است، ولى بدان تصريح نكرده اند. اما، با توجه به استناد ايشان به بعضى از آيات در ادامه همين بحث و ذكر بعضى از روايات در بحث روانى نظر ايشان كاملا مشخص و معلوم مى گردد كه در نهايت چه مى خواهند بگويند. در اينجا آيه 106 سوره انبياء را آورده اند:

و لقد كتبنا فى الزبور من بعدالذكر ان الارض يرثها عبادى الصالحون...

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

هم ايشان در تفسير اين آيه بعد از بحث نسبتا مفصلى مى فرمايند: «وجهى ندارد اين آيه به يكى از دو وراثت اخروى و يا دنيوى مقيد شود; چون اطلاق دارد و هر دو را در بر مى گيرد» (5) و منظور از وراثت دنيا را با اسناد به اخبار متواترى كه از عامه و خاصه نقل شده است ; ظهور اسلام يا ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، دانسته اند.

مرحوم علامه در بحث روايى جمع بندى اى دارند كه مرادشان را روشن تر نشان مى دهد. در آنجا سه روايت نقل مى كند، خلاصه آنها و نتيجه گيريشان را بيان مى كنيم: در تفسير البرهان از ابن بابويه از امام صادق، عليه السلام، درباره «انك من المنظرين الى يوم الوقت المعلوم » نقل شده كه منظور روزى است كه در صور يك نفخه دميده مى شود و ابليس مى ميرد (6) »

در تفسير عياشى از امام صادق، عليه السلام، روايتى نقل شده كه وهب از حضرت سؤال كرد: «روزى كه در آيه شريفه آمده چه روزى است؟ حضرت فرمود: يا وهب آيا تو گمان مى كنى آن روزى است كه خدا مردم را در آن مبعوث مى كند؟ (خير) ولكن خداى عزوجل او را مهلت مى دهد تا روزى كه قائم ما، عليه السلام، مبعوث شود و جلوى سر او را گرفته گردنش را مى زند و آن روز، روز معلوم است » (7)

در تفسير قمى از قول امام صادق، عليه السلام، نقل شده كه «يوم الوقت المعلوم » روزى است كه رسول خدا، صلى الله عليه وآله، شيطان را بر روى صخره اى در بيت المقدس سر مى برد. در توجيه اين روايت علامه مى فرمايد: «اين مربوط به اخبار رجعت است و در اين معناومعناى قبلى روايات زيادى از اهل بيت، عليهم السلام، به دست ما رسيده است.»

بعد از اين بيان ايشان در جمع بين سه روايت دو راه را پيشنهاد مى كند:

اول: روايت اولى حمل بر تقيه شود كه در اين صورت ايشان روايت دوم و سوم را تقويت مى كند.

دوم: چون رواياتى كه از ائمه، عليهم السلام، در تفسير قيامت آمده است گاهى اوقات تفسير به ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، شده اند و گاهى به رجعت و گاهى به قيامت معنا گشته اند، زيرا اين سه زمان در ظهور حقايق مشترك هستند گر چه از جهت شدت و ضعف متفاوت اند پس مى توان گفت كه حكم يكى از آنها در ديگرى نيز جارى است. و در انتها فرموده اند «فافهم ذلك » (8)

از مجموع بيانات مرحوم علامه طباطبايى معلوم مى شود كه ايشان معتقدند در زمان ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، شيطان نابود مى شود و سعى دارند آن را به نحوى اثبات نمايند. گر چه اين نكته ايشان برخلاف جمهور مفسران كه روز وقت معلوم را به ظهور مهدى تفسير كرده اند; محتوايى شيرين و دلچسب به همراه دارد; ولى سؤالات و انتظارات زيادى را پيش مى آورد كه بعضا با آنچه خود ايشان در همين جا و جاهاى ديگر الميزان فرموده اند منافات دارد. اما ما اظهار نظر بيشتر را به اهل علم و فضيلت حواله مى دهيم و براى روح بزرگ و ملكوتى آن مرد بزرگ دعا كرده و از خداوند خواهانيم در خدمت قرآن كريم از تفسير الميزان هر روز توشه اى برگيريم.


پى‌نوشتها:

1. سوره حجر (15)، آيه 36 و 38.

2. همان، آيه 35.

3. ر.ك: طباطبايى، سيدمحمد حسين، الميزان فى تفسيرالقرآن، ج 12، ص 159 به بعد.

4. سوره حجر (15)، آيه 39.

5. ر. ك: طباطبايى، سيدمحمدحسين، الميزان فى تفسيرالقرآن، ج 14، ص 330.

6. ر. ك: البحرانى، السيد هاشم، البرهان فى تفسيرالقرآن، ج 2، ص 341. همچنين ر. ك: مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج 63، ص 221، ح 63.

7. ر. ك: السلمى السمرقندى، محمدبن مسعودبن عياشى، تفسير العياشى، ج 2، ص 262.  



ماهنامه موعود شماره 15

سخنان جدید قذافی درباره شیعه و دولت فاطمیون

ایرنا گزارش داد، سرهنگ معمر قذافی رهبر لیبی در سخنان تازه‌ای به موضوع اهمیت نیروهای مقاومت اسلامی و نیز ضرورت پرهیز از اختلافات مذهبی بویژه میان شیعه و سنی پرداخت و سخنان پیشین خود درباره دولت فاطمیون را تكرار كرد.

مطبوعات طرابلس روز سه‌شنبه سخنان قذافی در تظاهرات اعضای كمیته‌های انقلابی لیبی به مناسبت سالگرد حمله جنگنده‌های آمریكایی به محل اقامت رهبر لیبی را منتشر كردند.

به نوشته مطبوعات طرابلس، قذافی در سخنانش آمریكا و غرب را مورد حمله قرار داد و گفت: امروز دیگر نه ارتش‌های سازمانی، بلكه نیروهای مقاومت مردمی هستند كه قدرت واقعی محسوب می‌شوند.

قذافی گفت: باید آماده باشیم و نیروهای متجاوز را سرجایشان بنشانیم، این یك تظاهرات مبارزه جویانه از سوی جوانان آموزش دیده و انقلابی برای نمایش قدرت در مقابل نیروهای سركش و متجاوز است.

رهبر لیبی افزود: ما همان طور كه نیروهای رییس جمهوری دیوانه آمریكا (رونالد ریگان) را در آن وقت مجبور به فرار و شكست كردیم، باید آماده باشیم و نیروهای متجاوز را سرجایشان بنشانیم.

معمر قذافی گفت: امروز دیگر ارتش كلاسیك نیروی بازدارنده نیست بلكه این جوان‌های آموزش دیده و آماده جنگ هستند كه نیروی واقعی می‌باشند.

وی افزود: هنگامی كه جوانان حزب الله در خیابان‌های بیروت قدرت نمایی می‌كردند آنهایی كه قلوبشان مریض است گفتند این یك كار تبلیغاتی است، اما هنگامی كه دشمن به لبنان تجاوز كرد جوانان حزب‌الله در راس پیكان قرار گرفتند و بزرگترین نیروی نظامی خاورمیانه را در هم شكسته و سرجایش نشاندند.

قذافی گفت: این در حالی است كه ارتش‌های عربی كه در خیابان‌ها قدرت نمایی می‌كنند، پیش از این با آنكه همه با هم وارد معركه با این دشمنان شده بودند، جز ننگ برای امت اسلامی دستاورد دیگری نداشتند.

وی گفت: چه كسی در این سال‌ها اسراییل را مجبور به پذیرش گفتگو كرده است ؟ ارتش آزادی بخش فلسطین و یا ارتش‌های مجهز عربی ؟ خیر. این كار مقاومت فلسطینی است.

ارتش‌های كلاسیك پیش از آن هم در چین از انقلابیون مائویست شكست خوردند ارتش ناپلئون هم از مقاومت مردمی اسپانیا شكست خورد، همه امید ما به قدرت جوانان آموزش دیده مومن و نیروهای مردمی است.

قذافی خطاب به تظاهركنندگان گفت: این حضور مبارزه جویانه امروز شما جوانان آموزش دیده و مومن در اینجا یك پیام روشن برای دشمنان داخلی و خارجی دارد و آن پیام این است كه دشمنان قبل از هر اقدامی هزار بار بیاندیشند.

همین مقاومت مردمی است كه امروزه در عراق قوی‌ترین ارتش دنیا را به فكر عقب نشینی و حتی فرار انداخته است.

این جوانان آموزش دیده و مومن حزب‌الله و مقاومت مردمی فلسطین هستند كه هم اكنون قوی‌ترین ارتش خاورمیانه (اسرائیل) را دچار شكست كرده‌اند.

معمر قذافی بار دیگر از دیدگاه‌های خود درباره دولت فاطمیون (نخستین دولت اسلامی در مغرب عربی ) سخن گفت و افزود: دولت فاطمی میراث ما است و ما دوباره آنرا می‌سازیم.

وی گفت: شما جوانان و جوانان مصر كه چندین برابر شما هستند و جوانان تونس و الجزایر و مغرب و موریتانی حكومت دوم فاطمی را ایجاد خواهید كرد.

قذافی كه گویی به منتقدان خود پاسخ می‌دهد گفت: این دولت را حاكمان و تصمیم‌های سیاسی رسمی و یا معمر قذافی ایجاد نمی‌كنند، بلكه این مومنان و جوانان هستند كه آن را می‌سازند.

رهبر لیبی افزود: دولت فاطمی از آن ماست و تاریخ ماست و میراث ماست، ما آنرا در گذشته ساخته‌ایم، بار دیگر هم آن را از نو می‌سازیم و هیچ كس هم نمی‌تواند اعتراض كند و حق ندارد اعتراض كند.

وی گفت: آنها كه می‌گویند دعوت به برپایی دولت فاطمی دوم بازگشت به اختلافات است، مرتجع هستند ما قصد بازگشت به اختلافات تاریخی را نداریم بلكه می‌گویم دولت فاطمی دولت وحدت و پایان بخشیدن به گروه گرایی‌های قومی، قبیله‌ای و مذهبی است.

دولت فاطمی حكومت رفاه، اقتصاد شكوفا، هنر، موسیقی، قصرها، مساجد، پارك‌ها، تئاتر، جشن‌ها، مراسم و اعیاد بوده و شمال آفریقا را شكوفا و خوشبخت كرد و دولت قدرت و عزت بود، در حالی كه اكنون همه چیز نا امید كننده و غمناك و اندوهبار است.

رهبر لیبی افزود: با دعوت به دولت فاطمی می‌خواهیم بار دیگر به این انحطاط در امت پایان دهیم، راه نجات تمسك به طرح بدنام بارسلون یا ‪۵+۵‬ یا غیره نیست این‌ها مایه ننگ ماست.

وی گفت: البته ما از همكاری با اروپا و سایر طرح‌های موجود در منطقه در چارچوب مقابله به مثل استقبال و آن را تشویق می‌كنیم.

وی گفت: ما در شمال آفریقا از مصر تا مغرب شیعه هستیم، همه فرهنگ، اعیاد و مناسبت‌های ما شیعی است.

وی افزود: مگر شیعه كیست ؟ هر كس علی (ع)، فاطمه زهرا (س) و پیامبر (ص) و اهل بیت را دوست دارد شیعه است و هركس سنت نبوی را اجرا كند سنی است، وقتی برادران ما در ایران به سنت محمد (ص) ایمان دارند و آنرا اجرا می‌كنند پس آنها از این نظر سنی هستند، ما هم علی را دوست داریم پس ما هم شیعه هستیم.

قذافی گفت: می‌گویند ایرانی‌ها شیعه و عرب‌ها سنی هستند، این بزرگترین دروغ تاریخ است و این تفاسیر مضحك است.

وی افزود: اولین حكومت شیعی، در شمال آفریقا تشكیل شد، دشمنان برای ایجاد تفرقه در امت محمد ( ص ) این حرف‌ها را می‌زنند و ما در شمال آفریقا از مصر تا مغرب همه شیعه هستیم.

وی گفت: علت جنگ شیعه و سنی جنگ معاویه و علی ( ع ) است، علی را شما خوب می‌شناسید او پدر حسن و حسین، پسر عموی رسول‌الله (ص) و همان كسی است كه در شب هجرت خود را فدایی پیامبر نمود و در جای او خوابید، هرگز بت نپرسیتد و در ‪ ۱۲‬سالگی ایمان آورد و از اهل بیت است.

وی افزود: علی دشمن معاویه است، ابوسفیان سرسخت‌ترین دشمن پیامبر و اسلام بود و تا فتح مكه اسلام نیاورد و در اسلام او جای تردید است، چه بسا از روی فریب كاری اظهار اسلام كرده است و او از طلقا بود.

قذافی گفت: مادر معاویه هنده است، پدر هنده دشمن پیامبر و اسلام بود و در جنگ بدر كشته شد و هنده همان كسی است كه جگر حمزه ( سید الشهداء ) را خورد.

وی افزود: در جنگ معاویه بر ضد علی ( ع ) بیشتر مسلمان‌ها پیرو علی شدند و این اساس تشیع است، ولی حالا بوق و كرنا راه افتاده و بازار دجال‌ها داغ شده و باب تكفیر و تهدید و زندقه و رشوه با پول‌های نفت باز شده است تا فرهنگ و تاریخ و آینده جوان‌ها را ویران كنند.

قذافی گفت: به همین دلیل ما ناچار هستیم وارد معركه شویم و صدایمان را بلند كنیم و نمی‌توانیم ساكت بمانیم، چون اگر قرار باشد دین را وارد سیاست كنند اهل بیت برای حاكمیت اولی هستند.

وی افزود: اگر امامت و حاكمیت در هم آمیخته شوند و قرار باشد حاكم همان امام باشد یا امام همان حاكم باشد و بگوید من مشروعیت خود را از قرآن می‌گیریم و حكومت خود را به نام خدا تشكیل می‌دهم، اولویت با اهل بیت است.

وی گفت: علت اختلاف علی و معاویه همین بود، مردم معاویه را رد كردند و شیعه علی شدند.

وی افزود: از امروز در وطن عربی نمی‌پذیریم كسی كه از اهل بیت نیست به اسم قرآن و به اسم دین حكومت دینی تشكیل دهد، كسی هرگز چنین حقی ندارد و فرش از زیر پایش كشیده می‌شود تا سرنگون شود و برود به جهنم.

قذافی بدون نام بردن از فرد یا كشوری گفت: اگر می‌خواهید حكومت لائیك تشكیل دهید آن را اعلام كنید و دست از سر دین بردارید، ولی اگر می‌خواهید حكومت دینی تشكیل دهید مادام كه از اهل بیت نیستید چنین حقی ندارید و حكومت شما نامشروع است.

آمريكا چگونه جهان را شنود مى‏كند؟

شنودآمريكا حدود دويست هزار مأمور مخفى،شمار زيادى ماهواره‏هاى جاسوسى و بانك‏هاى اطلاعاتى عظيمى را در اختيار دارد. اين كشور، هم چنين كامپيوترهاى مجهز به نرم‏افزارهاى تجزيه و تحليل دارد كه هر ساله صدهزار ره‏گيرى اطلاعاتى از انواع مختلف را مورد بررسى قرار مى‏دهند.شنود دايم ارتباطات از راه دور در سراسر جهان موبايل، فكس،اى.ميل و ارتباطات انفورماتيك و هم چنين دريافت و تحليل تصاوير ماهواره‏اى، در حوزه وظايف سازمان امنيت ملى‏آمريكا  (NSA) است.
 اين آژانس كه مقر آن در فورت ميد قرار دارد ،صد هزار نفر را در استخدام خودش دارد كه اين افراد در مراكز مختلف در آمريكا وايستگاه‏هاى شنود مستقر در خارج، به كار مشغول‏اند، آژانس امنيت ملى حدود 95% ارتباطات از راه دور را در سراسر جهان تحت كنترل دارد. اين حجم عظيم‏اطلاعات به وسيله ابركامپيوترهاى مجهز به نرم‏افزارهاى تجزيه و تحليل، مورد بررسى دقيق قرار مى‏گيرد.
 
  • اينترنت، تحت كنترل شديد
بى‏شك ارتباطات افراد بر روى شبكه اينترنت، تحت كنترل شديد قرار دارد، كاملاً محتمل است آژانس امنيت ملى

 ايالات متحده با توجه به محتواى ارتباطات روى شبكه، هر لحظه‏آن‏ها را كنترل كند، ميهن‏پرستى آمريكايى به گونه‏اى است كه همه شركت‏هاى ارايه دهنده خدمات اينترنتى كه اكثرشان آمريكايى هستند به آژانس امنيت ملى كشورشان اجازه‏مى‏دهند، داده‏هاى مشتريان‏شان را كنترل كند.

مدتى است كه به طور مداوم اين نجوا به گوش مى‏رسد كه شركت عظيم كامپيوترى مايكروسافت پيوند نزديكى با آژانس امنيت ملى آمريكا دارد،البته اين همكارى‏ها در چارچوب‏عمليات شنود و ره‏گيرى انجام مى‏شود. بايد بگوييم تنها، آژانس امنيت ملى آمريكا اينترنت را تحت كنترل ندارد، بلكه تقريباً تمام سازمان‏هاى اطلاعاتى آمريكا سرويس‏هاى ره‏گيرى وكنترل خاص خودشان را در مورد اينترنت دارا هستند، اين موضوع از CIA تا حتى سرويس اطلاعاتى نيروى دريايى آمريكا را شامل مى‏شود.

 
  • رسوايى اشلون
در سپتامبر 1998، نمايندگان پارلمان اروپا در گزارشى شديداللحن، شنود سيستماتيك ارتباطات مخابراتى در كشورهاى اتحاديه اروپا به وسيله آمريكا را افشا كردند و رسماً ازواشنگتن توضيح خواستند، اين تقاضا تاكنون پاسخى نيافته است. دقيقاً قبل از پارلمان اروپا، يعنى در ماه‏هاى آوريل، مه و ژوئيه همان سال، سه تن از نمايندگان مجلس ملى فرانسه به‏نام‏هاى ژرژ سار، رونه آندره و ژان دوگل در مجلس پرسش‏هايى از دولت فرانسه درباره يك سيستم شنود اطلاعاتى جهانى مطرح كردند. نمايندگان عضو پارلمان اروپا مى‏گويند قبل ازانتشار كتابى به وسيله يك محقق نيوزيلندى، از وجود چنين سيستمى باخبر نبوده‏اند. اين كتاب كه
قدرت مخفى (Secret Power) نام دارد در سال 1996 به وسيله

نيگى هاگرمنتشر شده است. در اين كتاب، هاگر به طور جزيى از همكارى مخفى بين آمريكايى‏ها و انگليسى‏ها در چارچوب پيمان يوكوزا پرده بر مى‏دارد. ديگر اعضاى اين پيمان را كانادا،استراليا و نيوزيلند تشكيل مى‏دهند. مطبوعات از اين ماجرا باخبر مى‏شوند. هفته‏نامه كوريه انترناسيونال و به دنبال آن هفته نامه نوول ابسرواتور روى جلدشان را به پرونده‏هاى‏شنودهاى جهانى آمريكا اختصاص مى‏دهند. رسانه‏هاى صوتى و تصويرى فرانسه، فيلمى ويديويى، از ايستگاه دريافت اطلاعات منويث هيل در انگلستان پخش مى‏كنند. به سرعت‏ترس در فرانسه حاكم مى‏شود. ديگر هيچ تماس تلفنى، فكس يا ايميلى بدون فكر كردن به آژانس امنيت ملى آمريكا برقرار نمى‏شود. همگان از خودشان مى‏پرسند: آيا من يكى ازكلمات كليدى را كه روزنامه‏ها نوشتند، در مكالمه‏ام بر زبان آوردم؟ كاربر اينترنت يا مدير تجارى فلان آژانس تبليغاتى پرسش‏هايى از اين دست را از خودشان مى‏پرسيدند.

شبكه اشيلون براى سرويس‏هاى اطلاعاتى و ضدجاسوسى فرانسه كاملاً شناخته شده است. حتى سرويس‏هاى ويژه فرانسوى در چارچوب قراردادهاى همكارى اطلاعاتى بين‏سرويس‏هاى غربى، از خدمات شبكه اشلون نيز بهره‏مند شده‏اند.

پرسش اين جاست كه علت وجودى سيستم اشلون چيست و چرا به يكباره وجود اين سيستم تا اين اندازه اهميت يافت؟ برخلاف تصور، پاسخ اين پرسش چندان مشكل نيست.ايالات متحده با ايجاد اين سيستم، در پى حفظ رهبرى و برترى جهانى‏اش در تمام زمينه‏ها است. فرانسه نيز با سيستم اشيلون خودش، مى‏خواهد استقلال و حاكميت‏اش را حفظ كند،در مقام مقايسه بايد اضافه كرد كه ايالات متحده، ميلياردها دلار در عرصه تكنولوژى فضايى هزينه مى‏كند و فرانسه نيز در مقابل از دانش فنى عالى و شناخته شده‏اى، در زمينه پرتاب‏موشك به فضا بهره مى‏برد و بالاخره اين كه هر دو كشور مى‏خواهند هواپيماهاى جنگى و غيرجنگى‏شان را به تمام جهان بفروشند. پس هر دو به سيستم اشلون نياز دارند.

هفته‏نامه فرانسوى نوول ابسرواتور موفق شده است مصاحبه‏اى با ويليام اودم، رئيس سابق آژانس امنيت ملى آمريكا در زمان رياست جمهورى رونالد ريگان، داشته باشد. اودم در اين‏گفت‏وگو در پاسخ به اتهام‏هايى كه فرانسويان عليه آمريكايى‏ها درباره شنود متحدان ‏شان مطرح مى‏كنند، با وقاحت و لحنى تحقيرآميز مى‏گويد: بى‏شك چنين عملياتى وجود دارد. اماخوب كه چه؟ رسوايى ماجرا كجاست؟ همه دنيا سعى مى‏كنند جاسوسى كنند و شما فرانسوى‏ها جلوتر از همه. اما شما خودتان را در گوشه‏اى پنهان كرده‏ايد. ما قراردادهايى باانگلستان و كشورهاى مشترك‏المنافع و هم چنين، ابزار و امكانات قابل توجهى داريم. شما بايد سال‏ها تلاش كنيد و ميلياردها دلار هزينه كنيد تا به سطح ما برسيد.



  • محدوديت‏هاى آژانس امنيت ملى آمريكا
آژانس‏هاى اطلاعاتى آمريكا با وجود در اختيار داشتن ابزار فنى، مالى و انسانى فوق‏العاده، باز هم نمى‏توانند همه چيز را ببينند و شنود كنند. هم چنين فراوانى بيش از حد اطلاعات،مانع بررسى دقيق آن‏ها مى‏شود، شمار اطلاعات خيلى مهمى كه از ديد و شنود ماشين جاسوسى عظيم آمريكا پنهان مى‏ماند نيز كم نيست، تا جايى كه مردان اطلاعاتى آمريكا از اطلاعات گول زننده صحبت مى‏كنند.

آژانس امنيت ملى آمريكا نتوانسته است حوادث و وقايع مهمى مثل سوءقصدهاى پياپى عليه سفارت‏خانه‏هاى آمريكا در آفريقا، عمليات آزمايش هسته‏اى هند و شليك موشك‏بالستيك كره شمالى بر فراز ژاپن را ره‏گيرى كند، و البته دلايل آن نيز چنين است:
هند تمام كابل‏هاى ارتباطى حساس را زير زمين دفن كرده بود، كره شمالى كارخانه‏هاى نظامى‏اش رازير زمين ساخته، و در آفريقا كامپيوترهاى متصل به اينترنت هنوز خيلى كمتر از تلفن است.

در فورت ميد، تحليل‏گران عكس‏هاى ماهواره‏اى كاملاً به خشم مى‏آيند. آن‏ها با همه قدرت‏شان و به ويژه با وجود در اختيار داشتن قوى‏ترين و كارآمدترين كامپيوترها، باز هم از رقابت‏با انسان در يك زمينه بسيار مشكل كه بخشى از وجود آدمى است، ناتوان‏اند: هوش و فراست. آن‏ها متوجه مى‏شوند كه ابزارهاى انسانى نيز با تمام كارايى و اهميت‏شان بالاخره ظرفيت‏محدودى دارند. مهم‏ترين خطرى كه كارآيى آژانس امنيت ملى را تهديد مى‏كند، گرفتار شدن در دام كليشه‏ها و سكون است. در فورت ميد، سالانه هزاران تن كاغذ خمير مى‏شود. واين همه ماجرا نيست: پيشرفت و فراگيرى ابزارهاى رمزگذارى در سراسر جهان، به شكل قابل توجهى، مانع مطالعه اطلاعات جمع‏آورى شده از سوى آژانس امنيت ملى شده است.مثل تمام سرويس‏هاى اطلاعاتى جهان، اين آژانس نيز حجم زيادى از پيام‏هاى رمزگشايى نشده را حفظ مى‏كند، به اميد اين كه روزى بتواند اين پيام‏ها را رمزگشايى كند يا اين كه روزى‏دستگاهى پيش‏رفته‏تر براى اين اقدام ساخته شود، اما وقتى اين روز فرا رسيد و آن پيام‏ها هم رمزگشايى شد، آيا در جوامع جهانى شده امروز كه سرعت حرف اول است، چنين‏اطلاعاتى ديگر بى‏فايده نخواهند بود؟

دقيقاً به همين دليل است كه آژانس امنيت ملى آمريكا، بى‏وقفه در پى آن است كه كدهاى ويژه برنامه‏هاى رمزگذارى شده را در اختيار داشته باشد. حتى براى اين منظور، خود آژانس‏امنيت ملى به تأسيس شركت‏هاى سازنده دستگاه‏هاى رمزگذارى براى رقابت در اين بازار اقدام كرده است. هم چنين آژانس براى رسيدن به اهدافش در ارتباط نزديكى با سازندگان‏تلفن‏هاى همراه و ماهواره‏اى قرار مى‏گيرد. روابط آژانس امنيت ملى با بخش خصوصى، گاه خيلى گرم و صميمانه است. به عنوان مثال، همگان مى‏دانند كه دفتر مشاوره‏اى بسيارمعروف "Andersen Cosutting" يكى از متحدين خصوصى ويژه آژانس امنيت ملى آمريكا است. اوايل امسال نيز قراردادى بين آژانس و گروه مشاوره‏اى ياد شده

 به امضا رسيده‏است كه براساس آن آژانس امنيت ملى در قبال دريافت مشاوره به مدت يك سال، 13/8 ميليون دلار به گروه مشاوران ياد شده مى‏دهد.

آژانس امنيت ملى براى فراگير كردن استاندارد رمزگذارى خودش در ايالات متحده، به شكلى خستگى‏ناپذير تلاش و مبارزه كرده است و تا اندازه زيادى، مارك زيمر، برنامه‏نويس‏نرم‏افزار معروف  PGPرا تحت فشار قرار داده است. شايع است كه سرويس‏هاى اطلاعاتى آمريكا با دست‏كارى در اين نرم‏افزار از آن در راه شنود استفاده مى‏كنند.                                                   
                                                           
منبع: ماهنامه سياحت غرب

حذف کلمه فلسطين از لغتنامه آکسفورد

در آخرين نسخه لغتنامه معروف آکسفورد که در کشورهاي عربي توزيع مي شود نشاني از فلسطين در نقشه هاي آن وجود ندارد.
به گزارش مطبوعات عربي  واژه فلسطين به کلي از روي نقشه هاي اين لغتنامه حذف وبه جاي آن اسرائيل به کار رفته است.
بر اساس همين گزارش در پشت جلد اين نسخه از لغتنامه تاکيد شده است که اين نسخه براي توزيع در شش کشور امارات متحده عربي ، هند ، بنگلادش ، نپال ، سريلانکا وفيليپين چاپ شده است قيمت آن هم تقرير دو پنجم قيمت واقعي اين لغتنامه مي باشد.

مسجد بزرگ امام مهدي عراق با خاك يكسان شد

تروريست‌هاي وهابي، مسجد و حسينيه بزرگ امام مهدي(عج) در نزديك بغداد را با خاك يكسان كردند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري "نهرين‌نت"، شاهدان عيني اعلام كردند: تروريست‌ها با كار گذاشتن صدها كيلوگرم مواد منفجره در اين مسجد و حسينيه متعلق به شيعيان، آن را به‌طور كامل ويران كردند.
اين مسجد بزرگ كه در مساحتي به وسعت دو هزار متر مربع بنا شده بود در خيابان فرودگاه در منطقه "ابو غريب" قرار داشت.
هنوز جزئيات بيشتري از اين حادثه اعلام نشده است.
تروريست‌ها سال گذشته نيز با كارگذاشتن صدها كيلوگرم بمب و مواد منفجره در حرم مطهر امام هادي و امام حسن عسكري(عليهما السلام) در شهر سامرا، آن را ويران كردند.

تعرض به اماكن مقدسه و مساجد شيعيان در عراق، خشم مردم اين كشور را برانگيخته است.

تعرض به غيبت و امام زمان(عج) در فيلم 300

300سوار سفيدپوش هر بيننده‌اي را به ياد كليپ‌هاي عصر جمعة صدا و سيما دربارة امام زمان(عج) يا صحنة حملة اميرالمؤمنين(ع) به عمروعاص در سريال معروف امام علي(ع) مي‌اندازد. سوار از غيب آمده، مي‌آيد و گردن جوان را مي‌زند و ناپديد مي‌گردد.
نكتة بسيار حائز اهميت اين است كه اين سوار از افق مي‌آيد و بعد هم ناپديد مي‌شود!‌ در سرتاسر فيلم ـ نه قبل و نه بعد ـ نمايي از او يا شبيه او وجود ندارد!
محسن قنبريان

فيلم ضدّ ايراني300 كه يك فيلم درخواستي براي مطالبات سياسي است و در ظرف 80 روز فيلمبرداري و آماده‌ شده است غير از جهات تهاجم به فرهنگ و تمدن ديروز ايرانيان حاوي تهاجمات زيادي به ايران امروز و از جمله عقايد شيعي آن نيز است كه از نگاه بسياري از منتقدان مخفي مانده است. به خلاف آن چه در بين مردم دربارة اين فيلم شايع شده است اين فيلم همة لشكر ميليوني ايران كه متشكل از اقوام مختلف آريايي, عرب و ... است را غير انسان و ديو گونه نشان نمي‌دهد!! هيأت نمايندگي اوّل فيلم و چندين گروه و دستة مبارز جملگي با صورت آدمي امّا در كسوت اقوامي غير آريايي هستند.
تنها گروه غير انساني كه قيافه‌اي وحشتناك دارند و دو غول عجيب آدم‌‌نما همراه خود دارند دسته‌اي بزرگ (ظاهرا گارد ويژة سلطنتي خشايار) است. اين گروه از مركز امپراتوري (ايران امروز) هستند. از قضا اينها نقاب بسته و سرتاپا سياه‌پوش بوده, چيزي شبيه عمامة كوچك سياه بر سر دارند و با حمل پرچم‌هاي سياه بلند، نمايان مي‌شوند. در حالي كه به لحاظ تاريخي درفش هخامنشيان هرگز سياه نبوده و چنين لباسي در آن‌ها سابقه نداشته است ديدن آن‌ها در نگاه اوّل چيزي شبيه رژة حزب‌الله لبنان در محرم را تداعي مي‌كند.
در هنگامة ديگري از جنگ كه ايرانيان شبيه مسلمانان جنگ‌هاي صليبي نمايش داده مي‌شوند جواني دلير از اسپارت‌ها به طرزي عجيب كشته مي‌شود كه اين سكانس هم براي تعرض به ايمان به غيب و خاصه اعتقاد به مهدويت اين طايفه (كه نمايندگان ايران امروز در فيلم‌اند) جا داده شده است.
قصه چنين است كه از پشت سر در غبار و فضايي نوراني از افق سواري بر اسب سفيد با سرعت نزديك مي‌شود. جايي دوربين از پهلوي اسب تراولينگ شده و سوار به جوان نزديك مي‌شود. سوار سفيدپوش هر بيننده‌اي را به ياد كليپ‌هاي عصر جمعة صدا و سيما دربارة امام زمان(عج) يا صحنة حملة اميرالمؤمنين(ع) به عمروعاص در سريال معروف امام علي(ع) مي‌اندازد. سوار از غيب آمده، مي‌آيد و گردن جوان را مي‌زند و ناپديد مي‌گردد.
نكتة بسيار حائز اهميت اين است كه اين سوار از افق مي‌آيد و بعد هم ناپديد مي‌شود!‌ در سرتاسر فيلم ـ نه قبل و نه بعد ـ نمايي از او يا شبيه او وجود ندارد!
اينها و ده‌ها قرينة ديگر تأييد مي‌كند كه لشكر ميليوني خشايار يك نماد از تجهيز مشرق زمين مسلمان برضدّ غرب دموكراتيك (كه دائماً در فيلم مجلس سنايش به رخ كشيده مي‌شود) است؛ كه هستة مركزي آن ايرانيان فعلي با چهره‌اي غير انساني و عقايدي خرافي(!) هستند. هر كس تمام فيلم را به دقت ديده باشد بر اين مطلب قرائن بسيار پيدا مي‌كند.

انفجار مهيب در جوار حرم امام حسين (ع) در كربلا

 انفجار شديد نزديك حرم مطهر امام حسين‌(ع) در كربلا ده‌ها كشته و زخمي برجاي گذاشت.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، منابع پليس عراق اعلام كردند يك خودروي بمب‌گذاري شده امروز در شهر مقدس كربلا منفجر شد و ده‌ها كشته و زخمي برجاي گذاشت.
خبرگزاري فرانسه نيز گزارش داد در اين انفجار بيش از 40 نفر كشته شدند.
تلويزيون ملي عراق نيز صحنه‌هايي از اين انفجار را نشان داد كه در آن امدادرسانان در حال كمك‌رساندن به قربانيان اين انفجار بودند.
در اين صحنه‌ها، جسد تكه تكه شده يك كودك نيز نشان داده شد.
اين انفجار در 200 متري حرم امام حسين (ع) و در يك ايستگاه اتوبوس رخ داد.
به گفته شاهدان عيني 15 آمبولانس به نقطه انفجار اعزام شده‌اند و پليس براي متفرق كردن جمعيت مجبور به تيراندازي هوايي شده است.
از سوي ديگر به گزارش رويترز، در اين حادثه دستكم 11 نفر كشته شدند.

On the Crater's Edge


Apollo 16 astronaut Charles Duke on the lunar surface



Astronaut Charles M. Duke Jr., Apollo 16 Lunar Module pilot, is photographed collecting lunar samples at Station No. 1 during the mission's first extravehicular activity at the Descartes landing site. This picture, looking eastward, was taken by Commander John W. Young. Duke is standing at the rim of Plum crater, which is 40 meters (131 feet) in diameter and 10 meters (about 33 feet) deep. The lunar rover can be seen in the background.

Apollo 16, the fifth mission in which humans walked on the lunar surface, launched 35 years ago today on April 16, 1972.

یا صاحب الزمان مددی

یا صاحب الزمان

سال‌هاست که در انتظار دیدن جمالت، چشم انتظاریم. به هر گلی که می‌رسیم، بوی تو را در آن جست و جو می‌کنیم. در کوچه پس کوچه‌های عشق به دنبال معشوق می‌گردیم تا شاید نشانی تو بیابیم و بتوانیم گرمای وجودت را با تمام وجودمان حس کنیم. چه زیباست لحظه‌ی وصال! یا صاحب الزمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجک‌الشریف! قلبم آکنده از عشق به شماست، ولی اعمالم، چیز دیگری می‌گویند. شنیده‌ام که اندرون قلب مرا می‌بینی و گرچه اعمالم باعث آزردگی خاطر شماست ولی عشق به وصال وجود نازنینت، مرا به زندگی و آینده امیدوار می‌کند.
در آن نفـس کـه بمـیرم در آرزوی تو باشم   

بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
 
مولای من! آن زمان که در جست و جوی شما آواره‌ی کوی و برزن هستم تا نشانی از تو بیابم، وقتی به در خیمه می‌رسم، متوجّه می‌شوم که من نیز مانند آن مرد صابونی، غرق در پستی‌هایی هستم که مانع رسیدن به وصال محبوب است.
هنگامی که به درون خود و به فطرت اولیه‌ی خویش که خداوند در نهاد همه گذاشته مراجعه می‌کنم، با چشم دل آثار و برکات شما را به خوبی می‌بینم و بارقه‌های امید در وجودم شعله‌ور می‌شود.
بهشـت عـدن اگر خـواهی بیا با ما به میخانه            که از روی خمت سوزی به حوض کوثر اندازیم
آری، جهت رسیدن به کمال عظمای الهی باید به در خانه رفت. باید خانه را پیدا کرد و در مسیر رسیدن، از سختی‌ها و نا ملایمات نترسید.
در بیابان گـر به شـوق کعبه خواهی زد قـدم            سـرزنش‌ها گـر کـند خـار مـغـیلان غـم مخـور

اگر به كلام آن حضرت باز گرديم مى بينيم كه آن امام رئوف از شكّ و تزلزل دوستانش كه همه ناشى از تحيّرى است كه از غيبت آن عزيز حاصل شده ; رنج مى برد ، چرا كه به فرموده حضرت علىّ بن موسى الرضا (عليه السلام) :

الإمام ; الأنيس الرفيق ، والوالد الشفيق ، والأخ الشقيق ، والاُمّ البرّة بالولد الصغير ، مفزع العباد في الداهية النّادّ (1).

امام انيسى است رفيق ، و پدرى است دلسوز ، امام آن برادرى است كه چون دو نيمه خرما بهم متصّل باشند ، و امام آن مادر مهربانى است كه به فرزند خُردش محبّت مى كند ، و امام پناه مردم در واقعه هولناك است .

   در كلام آن حضرت بايد به نيكى تدبّر نمود و آن جام لبريزِ از زلالِ وحى را با آرامى نوش جان نمود كه كلام امام را فهمى از امام بايد .

   كنون در محضر انوار رضوى زانوى ادب بزنيم و نظاره كنيم كه چه زيبا آن حضرت پرده از رأفت امام برمى گيرد و آن برتر از معنا را به پيمانه الفاظ كيل مى كند و جانها را به تماشا مى نشاند ، نخست او را به صاحب انسى ; رفيق مانند مى كند كه در انسش كوتاهى نمىورزد و رفاقت بى ريايش مالامال از محبّت است ، ديگر باره اين مقام را با تعبيرى عميقتر به تصوير مى كشد و رأفتش را به پدرى دلسوز تشبيه مى كند كه از هيچ هدايت و ارشاد دريغ نمىورزد كه قطعاً عطوفت و لطف پدر

محبّت و انس رفاقت برتر است .

   امّا لطف امام ارواحنا فداه فوق اينهاست ، چون برادرى است كه همراه انسان و توأمان با او به دنيا آمده است آنگونه كه يكى بوده اند مثل دانه خرما و سپس دو نيم گشته اند ، گويى انسان را جزئى از خود مى داند و اينسان مهر مىورزد ، محبّانش را جداى از خود نمى بيند و رعيّتش را اجزاى خود مى انگارد .

سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان

 

و

شادی روح شهدا

 

 

صلوات

شاید این جمعه بیاید ....

دست دعا(برداشتی از دعای عهد)


اى آفريدگار صبح!
در جشن با شكوه روزى كه آغاز مى شود و در تمامى روزهايى كه شيرينى نام تو بر لبانم مى نشيند، من عهد ديرينه خويش را با صاحب صبح و امام عصر تازه مى كنم و دست بيعتم را در زلال دستانش معطّر مى سازم تا شعر سپيد اين عشق در صحن دلم تكرار شود.
طراوت جارى اين عهد و بيعت هرگز از باغ خاطرم بيرون نمى رود و پيوسته شال سبز محبتّش را بر گردن مى نهم تا نوازشگر شانه هاى لرزانم باشد.

خالق مهربان من!
اگر دست تقدير تو، لباس سپيد آخرت را بر تن من پوشاند و درخت زندگى ام، تن به خواب زمستانى و ابدى خويش سپرد و ميان من و آن بهار موعود جدايى افتاد، پس در زمانى كه سيماى مهربان آن ماه تابان در آسمان چشم مردمان آشكار شد، مرا از محراب قبرم برانگيز و توفيق احرام در صحن و صفايش عنايت كن تا لبيك گويان در گفرد كعبه وجود مقدّسش طواف كنم.

اى اجابت كننده هر دعا!
پنجره قلب منتظران رو به آسمان بيكرانت گشوده است تا به يك اشارت تو، غبار غم و اندوه غيبت از دل ها برخيزد و چشم ها به تماشاى باران ظهور بنشيند.
برداشتى از دعاى عهد
خدايا!
شب يلداى هجران را به يفمن ظهور ماه كاملش، كوتاه كن كه شب پرستان، همچنان چشم بر صبح صادقش بسته اند و ما مؤمنان طلوع خورشيد جمالش را نزديك مى دانيم.



... و اظهر به العدل و ايّده بالنصر و انصر ناصريه، و اخذل خاذليه، و اقصم به جبابرة الكفى و اقتل به الكفار و المنافقين و جميع الملحدين حيث كانوا من مشارق الارض و مغاربها و برّها و بحرها و املأ به الارض عدلاً و اظهر به دين نبيّك عليه و آله السلام.
و اجعلنى اللّهم من انصاره و اتباعه و شيعته و ارنى فى آل محمد ما يأملون و فى عدوّهم ما يخدرون و اله الحق آمين.
مفاتيح الجنان - صلوات بر ولى الامر المنتظر، عليه السلام)

(بارالها) ... عدل و داد را به وجود مقدس امام عصر آشكار گردان.
با يارى خويش تأييدش فرما
يارانش را نصرت ده
خواركنندگانش را خوار كن
گردنكشان كفر را به وسيله او در هم شكن

كفار و منافقان و تمامى ملحدان را در تمامى شرق و غرب زمين و در همه نقاط خشكى و درياهاى عالم به قتل برسان.
به وجود مقدسش زمين را از عدالت آكنده ساز.
و دين پيامبر خويش را - كه بر او و خاندانش سلام و درود باد - ظاهر فرماى.
بارالها! مرا نيز از زمره ياران و ياوران و تابعان و پيروانش قرار ده؛
بارالها! در مورد آل محمد، آنچه را كه (از ظهور و پيروزى حق) آرزو دارند، به من بنماى؛ و در مورد دشمنانشان نيز آنچه را كه (از شكست دولت باطل) از آن بيم دارند، به من نشان ده (كه آن روزگار بس شيرين را درك كنم)؛ اى معبود حق، اين دعا را مستجاب فرما.
 



 ماهنامه موعود شماره 28

داستان ازدواج آيت الله سيّد محمّد حسن نجفي قوچاني معروف به آقا نجفي قوچاني

در ابتداي امر نام آقانجفي قوچاني نام ناشناخته‌اي به نظر مي‌آيد، ولي وقتي كه نام «سياحت غرب» يا «سرنوشت ارواح پس از مرگ» به ميان مي‌آيد، آن وقت چهرة اين عالمِ دانشور به عنوان نويسندة اين كتاب، از غبارِ غربت زدوده مي‌شود. همچنين او با نوشتن كتاب سياحت شرق علاوه بر شرح حال خود، چگونگي زندگي طلبگي و وضع اجتماعي آن زمان (حدود 1310 تا 1338 هجري قمري) را در قوچان، مشهد، اصفهان و نجف را با بياني ساده و شيرين نگاشته است.
ما در اين‌جا داستان ازدواج او را با زبان خودش (البته با تلخيص و ويرايش) از كتاب سياحت شرق نقل مي‌كنيم:
در نيمة ماه رجب سال 1325 قمري، مطابق مرسوم همه ساله جهت زيارت سيّدالشهداء(ع) از نجف راهي كربلا شدم.
در ميان صحنِ امام حسين(ع)، يكي از رفقاي خراساني مرا ديد و گفت: «فلاني! اگر زن مي‌خواهي، مثل هميشه كه زيارت حبيب‌بن مظاهر را مي‌خواني، بعد از آن دو ركعت نماز و يك سورة‌ياسين به نيت هدية به روح حبيب بخوان و بعد از آن حاجت خود را بخواه؛ كه به زيارتي ديگر نمي‌آيي، الا آن كه ازدواج كرده باشي!»
گفت: «همين طور است كه مي‌گويم، تجربه شده است».
القصه! من رفتم همين كار را كردم. ولي وقت حاجت خواستن گفتم:
«حبيب! من زني مي‌خواهم كه با او به خوبي و خوشي زندگاني كنم. حال مرا بسنج، كه من ازعهدة مخارج خود برنمي‌آيم، تا چه رسد به زن و بچه كه حقيقتاً جهنم دنياست. يا حبيب! خوب چشم‌هايت را باز كن كه من  گاهي بي‌شام و ناهار مانده‌ام و رو نداشته‌ام كه از رفقا پول قرض كنم؛ با زن و بچه ممكن نيست كه به بي‌غذايي صبر كنم و قرض خواستن هم از كوه احد براي من سنگين‌تر است. حاجت من فقط زن گرفتن نيست بلكه با زندگاني متعارف به حال خود كه زياد از طرف زن و خرجي او در سختي نباشم و در خجالت هم نيفتم. اين هم تا نيمة شعبان يعني يك ماه ديگر هم كه من دوباره از نجف براي زيارت مي‌آيم، بايد درست بشود، چنانچه اين‌طور زن گرفتن از دست تو برنمي‌آيد، يك قدم هم راضي نيستم براي من برداري و قوز بالاي قوز بسازي! والسّلام».
فرداي آن روز به نجف بازگشتم و مانند سابق مشغول درس و بحث شدم و آن مطلب هم از يادم رفت.
ده روز بعد، شب عيد مبعث از حرم اميرالمؤمنين(ع) خارج مي‌شدم كه دو نفر از رفقاي خراساني كه در ميان صحن نشسته بودند، مرا صدا زدند. رفتم كنار آن‌ها نشستم. يكي از آن‌ها عيالي از كربلا گرفته بود، به من گفت: «چرا زن نمي‌گيري؟»
گفتم: «مگر تو مرا نمي‌شناسي؟ من با چه چيزم زن بگيرم؟»
گفت: «زن گرفتن چيزي نمي‌خواهد و تفاوتي هم در خرج پيدا نمي‌شود. من سال‌هاست كه زن گرفته‌ام و تجربه نموده‌ام».
گفتم: «يعني چه! چنين چيزي ممكن نيست!»
او هم شروع كرد با دلايل به اثبات اين مطلب كه تفاوت در خرجي پيدا نمي‌شود او گفت: «اولاً: توسال‌هاست كه سهمية نان آخوند خراساني را نمي‌گيري. بر عهدة من كه سهمية تو را وصل كنم؛ ثانياً: آن خرجي كه تو خرج مهمان در ايام مجردي مي‌كني (چون من رفقا را زياد مهمان مي‌كردم) خرج زن مي‌كني. تنها تفاوتي كه در خرج مي‌شود، 15 تومان كرايه خانه در سال است كه بايد به طريقي جبران كني».
گفتم: «اگر تفاوت فقط پانزده تومان در سال است كه خيلي دير شده است. همين الان برخيز براي من زن پيدا كن».
گفت: خويشان كربلايي من فعلاً‌ به زيارت آمده‌اند و در منزل ما هستند. خانوادة خوب و نجيبي هستند. دختر خوبي هم دارند، اگر اجازه دهي من خواستگاري كنم».
گفتم: «كار دير شده را زود انجام بده».
او رفت كه مقدمات كار را انجام دهد. خواستگاري هم صورت گرفت ولي خانوادة دختر موافقت نكردند، ولي با توسل به حضرت علي(ع)1 و تفضلات الهي نتيجه داد. در نيمة شعبان (همان موعد مقرر با حبيب‌بن مظاهر) كه براي زيارت از نجف به كربلا رفته بودم، همان واسطه دوباره از آن‌ها خواستگاري كرد و موافقتشان را جلب كرد.
همان روز عصر مراسم عقد برگزار شد. مهريه هم 200 تومان پول مقرر شد. به اين صورت كه 125 تومان نقد و 75 تومان نسيه كه بعداً ادا شود. از 125 تومان نقد، خود پدر زن مبلغ 100 تومان آن را از بابت سهم امام پرداخت و فقط 25 تومان باقي ماند.
از مراسم عقد كه خارج شدم، يكي از دوستانم را ديدم. گفت: «در نزد آيت‌الله‌ حاج شيخ عبدالله مازندراني مقداري پول هست كه موقوف است براي هر سيدي كه تازه داماد شود، 15 تومان به او كمك كند. من مي‌روم آن را براي تو بگيرم».
گفتم: «حالا كه در اين ديار غربت آن شيخ واسطه، پدر من شده، تو هم برو مادرِ من باش».
شب به زيارت امام حسين(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) رفتيم.
صبح، شيخِ مادر 15 تومان را آورد. داد به شيخِ پدر كه آن را به خانوادة دختر تحويل دهد و بگويد: فقط 10 تومان باقي را به خانوادة دختر تحويل دهد و بگويد: فقط 10 تومان باقي مانده كه آن هم امروز و فردا مي‌دهم و پس از آن عروسي انجام شود.
شيخ پدر و شيخ مادر هر دو با من مخالفت كردند و گفتند: «به اين زودي نمي‌شود عروسي انجام شود و صلاح تو هم نيست.
چون دخترهر چه در خانة پدر و ماردش بماند، جهيزية بهتري تهيه مي‌كند و لااقل يك و نيم ماه يعني تا آخر ماه مبارك رمضان طول مي‌كشد».
گفتم: «مگر من بناي تجارت و طمع به مال زن دارم كه اين وعده‌ها را به من مي‌دهيد. من زن گرفته‌ام و هرگز صبر نمي‌كنم».
گفتند: «تو كه اين قدر طالب زن نبودي! تو كه مدعي بودي نفس را كشته‌اي! حال چرا صبر نمي‌كني؟ بالاخره بايد يكي دو قطعه لباس براي خودش و براي تو بدوزد. اين اندازه كه از واجبات عروسي است. براي اين كارهاي لازم به كمتر از يك ماه كه نيمة ماه رمضان باشد، نمي‌شود. به آن‌ها مي‌گوييم: نيمة ماه مبارك آماده باشند، كه از نجف مي‌آييم، هم ده تومان باقي مانده را مي‌دهيم و هم عروسي را برگزار مي‌كنيم».
گفتم: «اين اندازه خوب و عين عدالت است».
همان روز به نجف باز گشتيم.
كسي مثل من كه خرج يك سالش در ايام مجردي كلاً 38 تومان بود، يعني ماهي حدوداً 3 تومان و 2 ريال، بعد از اين‌كه به نجف باز گشتيم، باران پول بود كه بر من شروع به باريدن گرفت؛ بيست و پنج تومان توسط آخوند خراساني، پانزده تومان نيز باز توسط آخوند خراساني به مناسبتي ديگر،2 مجموعاً چهل تومان. از جاهاي ديگر مانند بعضي از شاگردانم كه فرزندان اشخاصي ثروتمند بودند، تا حدود بيست تومان جمع شد. يعني پول هزينة پنج سال زندگي مجردي من.
اين‌جا بود كه ياد آية شريفة
و انكحوا الأيمي منكم... إن يكونوا فقرآء يغنهم الله من فضله والله واسع عليم؛3
بي همسران خود را همسر دهيد... اگر تنگدستند، خداوند آنان را از فضل خويش بي‌نياز خواهد كرد و خدا گشايشگر داناست.
افتادم و شكر باري تعالي را به جاي آوردم.
با خود مي‌گفتم: «اي كاش زودتر زن مي‌گرفتم. اگر همين طور پيش برود، زن گرفتن عجب عالَمي دارد».
خلاصه! نيمة ماه مبارك رمضان با شيخ پدر و شيخ مادر كه هر كدام خانواده‌هايشان را نيز به همراه خود آورده بودند، به كربلا رفتيم.
به دليل اين كه نوزدهم و بيست و يكم ماه رمضان ايام شهادت  حضرت علي(ع) بود، مراسم عروسي را تا بيست و سوم ماه به تأخير انداختيم.
بعد از اتمام ماه رمضان، همراه جهازيه، همسرم را نيز به نجف آورديم و به اين ترتيب زندگي متأهلي بنده آغاز شد.3
پي‌نوشت‌ها:
1. داستان اين توسل هم داستان شيرين و جالبي است كه ما به دليل رعايت اختصار نقل نكرديم، براي اطلاع به كتاب سياحت شرق رجوع كنيد.
2. براي اطلاع از چگونگي پرداخت اين مبالغ، به كتاب سياحت شرق رجوع كنيد.
3. سورة نور (24)، آية 32.

سخنراني بي‌سابقه قذافي در تجليل از تشيع

«معمر قذافي»، رهبر ليبي، هفته گذشته با سخنراني بي‌سابقه خود، بسياري از نخبگان را غافلگير كرد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، قذافي كه به رغم شافعي بودن مردم كشورش و نزديكي آنان به تشيع، به ناصبي مشهور بوده و سابقه تحركاتي عليه ايران را هم داشت، در اين سخنراني، علاوه بر تجليل از اهل بيت و تشيع، به دفاع از ايران پرداخته و آشكارا به غرب و كشورهاي اسلامي وابسته به آن، تاخته است.

وي همچنين ضمن شيعي دانستن سنت‌هاي مردم آفريقا، از قصد خود براي تشكيل دولت فاطمي دوم در شمال آفريقا نظير دولت فاطمي مصر، خبر داده است.

بدون هرگونه تحليل درباره علت بيان اين‌گونه سخنان از سوي قذافي، مهم‌ترين محورهاي سخنان رهبر ليبي در ديدار با شخصيت‌هاي سياسي ـ اجتماعي و رهبران قبايل و مشايخ كشورهاي مختلف عربي و اسلامي در شهر «آغاديس»، واقع در شمال نيجر كه در تاريخ 10/1/86 كه به مناسبت ميلاد نبوي بيان شده،‌ منتشر مي‌شود:

  • لزوم تبليغ دين اسلام و چالش با غرب
امروز ما به ترويج خشونت و تروريسم متهميم، در حالي كه ما اهل مدارا هستيم ما پيامبران ديگر را قبول داريم و به آنان احترام مي‌گذاريم، ولي آنان (غرب) كه ما را به خشونت متهم مي‌كنند، پيامبر ما را قبول ندارند و اقدام به نشر كاريكاتورهاي اهانت‌آميز و توهين به پيامبر ما مي‌نمايند در حالي كه هيچ شناختي از او ندارند...

اينك اسلام با چالش حقيقي روبه‌روست. ناچار ما بايد چالش كنيم و ثابت كنيم اسلام، دين جهان‌شمول و خاتم است و براي همه آمده و در نزد خداوند غير از اسلام، دين ديگري پذيرفته نيست. دين عيسي(ع) تنها براي بني‌اسرائيل بوده، نه ديگران. ما بايد با صداي بلند اين را اعلام كنيم. سكوت غلط است و نبايد از اين‌كه بر ما مارك «تعصب» بزنند، بترسيم.

ما براي دفاع از خود و عقيده و كرامت و وجودمان به چالش (با آنان) ادامه مي‌دهيم تا بلكه اين خفقان و انحطاطي كه گريبان حكام عرب و مسلمان‌ها را گرفته، از ميان برود. هم‌اكنون رهبري به دست توده‌ها و انقلابيون و شورشيان و حتي تروريست‌هاست. بگذاريد بگويند (فلان) تروريست حاكم شده. همه كشورها از بزرگ گرفته تا كوچك، از تروريسم مي‌ترسند. تروريست‌ها چه كساني هستند؟ آنان افراد عادي هستند. حكام نيستند، ارتش و تاج ندارند. آنان افراد عادي هستند كه بزرگ‌ترين كشور از آنان مي‌ترسد، البته معني اين سخن آن نيست كه ما از تروريسم يا چيز ديگري حمايت مي‌كنيم، ولي اين مسئله نشان مي‌دهد كه حل مسائل به دست توده‌هاست ما مي‌توانيم خيابان‌ها را به آتش بكشيم و آمريكا نمي‌تواند آن را خاموش كند.

  • تلاش براي نابودي آثار اسلام
آنان تلاش دارند همه آثار دين اسلام را نابود كنند، براي همين آنان وسايل و ادوات جنگي بر جاي مانده از مسلمانان و نيز قبر محمد(ص) و قبور صحابه و اهل بيت و مهاجران و انصار، قبر فاطمه(س)، قبر عايشه، قبر عثمان و قبر عمر را به بهانه جلوگيري از بازگشت شرك، نابود كرده‌اند. آنان نمي‌خواهند اثري از اسلام باقي بماند و براي اين‌كه قبر پيامبر را از بين ببرند، آمده‌اند مسجد به اين بزرگي (مسجدالنبي) ساخته‌اند. من شخصا به آنجا رفتم و اين مكان را براي من باز كردند، ولي در آن قبري نديدم. قبر بقيه اصحاب را هم نابود كردند.

  • قضيه بازداشت تفنگداران دريايي انگليس
به تازگي ايراني‌ها شماري از تفنگداران دريايي انگليس را دستگير كرده‌اند كه در برابر اين اقدام ايران، انگليسي‌ها اعتراض نموده و گفته‌اند، آنان در آب‌هاي سرزميني خودمان بوده‌اند. ايراني‌ها در پاسخ گفتند: آيا آب‌هاي سرزميني شما در اطراف جزيره انگليس نيست؟ انگليسي‌ها گفتند: تفنگداران ما در آب‌هاي سرزميني ما در عراق بوده‌اند؛ يعني عراق، جزيي از انگليس و آب‌هاي سرزمين آن نيز جزو آب‌هاي سرزميني انگليس شده است و شما (ايراني‌ها) حق نداريد آنان را در آب‌هاي سرزميني خودمان دستگير كنيد.

ببينيد كار به كجا كشيده كه يك كشور عربي را اشغال و حاكم آمريكايي برايش تعيين مي‌كنند. اگر برمر تا حالا مانده بود، شايد در نشست رياض حاضر مي‌شد و حاكمان عرب اين را مي‌پذيرفتند! چه كسي (از حكام عرب) مي‌توانست بگويد نه؟

  • جنگ شيعه و سني و لزوم احياي دولت فاطمي جديد
اكنون ما دچار پراكندگي شده‌ايم؛ حكومت‌ها ناكارآمد بوده و به فكر مردم نيستند. اسلام را به اسلام شيعه و سني تقسيم كرده‌اند و اين بدعت است؛ بدعتي است كه حتي كاخ سفيد و رئيس‌جمهور آمريكا هم از آن سخن مي‌گويند، در حالي كه اصلا مفهوم آن را نمي‌دانند ولي آنها از اين مسئله سوءاستفاده مي‌كنند. ايراني‌ها را بر ضد اعراب و اعراب را بر ضد ايران تحريك مي‌كنند، شيعيان را بر ضد سني‌ها و سني‌ها را بر ضد شيعيان تحريك مي‌كنند. اين به نفع ما نيست، به نفع ديگران و به نفع دشمن استعمارگر است. اين وضع مانند اواخر دوره عباسي است كه به دولت فاطمي در شمال آفريقا منجر شد؛ دولتي كه منسوب به فاطمه زهرا(س) است و «الازهر» كه آن هم مشتق از نام «زهرا»، دختر رسول خدا(ص) است، توسط اين دولت تأسيس شد.

مي‌گويند شيعيان در ايران هستند و شيعه؛ يعني فارس و سني‌ها عربند. اين دروغ و مغالطه است. واقعيت، عكس آن است. نخستين حكومت شيعي؛ يعني حكومت فاطمي در شمال آفريقا تشكيل شد و 260 سال دوام داشت، براي همين لذا تقاليد و سنت‌ها در شمال آفريقا همه‌اش شيعي است. ماتم روز عاشورا و جريان‌هايي كه درباره [حضرت] علي نقل مي‌شود و در آن، مبالغه هم هست، از شيعه گرفته شده و اسماء نيز همه شيعي است. در خصوص اين‌كه چه كسي محق براي حاكميت است، بايد گفت كه آيا محق‌تر از اهل‌بيت، كسي هست؟ اهل بيت براي حكومت اولي‌تر از همه حكام كنوني هستند كه از اهل بيت نيستند. اين تفرقه و تحريك كه در آن شيعه بر ضد عرب و عرب بر ضد فارس برانگيخته مي‌شود، ساخته اشغالگران و صهيونيست‌هاست. شيعه [فقط] ايران نيست، شمال آفريقا شيعه است ... مسائل به هم ريخته و همه چيز معكوس شده است (واقعيت چيز ديگري است).

ما دولت فاطمي دوم را در شمال آفريقا ايجاد مي‌كنيم. هويت ما، هويت فاطمي خواهد بود و عرب‌ها و بربرها را در آن ذوب مي‌كنيم. احزاب چپ و راست افراطي و خشونت‌طلب‌ها همه در آن ذوب شده و هويت واحدي تشكيل خواهند داد. به اين ترتيب، كشمكش‌هاي قبيله‌اي، مذهبي و قومي در شمال آفريقا، الجزاير، سودان، مصر و در صحرا پايان مي‌يابد و همه ما فاطمي مي‌شويم. شمال آفريقا، عربي و شيعه است و هر كس مي‌گويد، شيعيان فارس هستند، دروغ مي‌گويد. دولت فاطمي كه نخستين دولت شيعي بود، در شمال آفريقا تشكيل شده نه در ايران و ما دوباره آن را احيا مي‌كنيم و براي اين كار، از همه نيروهايي كه در حدود دولت فاطمي اول بودند، مي‌خواهيم تا بار ديگر دولت فاطمي دوم را كه دولت پيشرفته و يكدستي خواهد بود، تشكيل دهند.

... اين‌كه چه كسي محق‌تر براي خلافت بوده، مسئله‌اي تاريخي و جنگ براي قدرت است. اگر قرار بود پس از پيامبر، يكي از نزديكان و اهل بيت حاكم شود، خب علي محق بود، ولي اگر قرار بوده كسي كه مسن‌تر و يا ثروتمندتر و يا حكيم‌تر است، حاكم شود، ممكن بود اين حق ابوبكر باشد؛ خب اين منطقي است، ولي به هر حال اينها مسائل تاريخي است، ولي از نظر عاطفي، همه ما عرب‌ها و همه مسلمانان با علي هستيم و معني آن اين است كه همه عرب‌ها شيعه هستند. اگر معني شيعه بودن، تعاطف با علي است، پس همه عرب‌ها شيعه. مي‌گوييد نه، رأي‌گيري كنيد و از مسلمانان و عرب‌ها بخواهيد بين علي و معاويه، يكي را برگزينند. همه علي را انتخاب مي‌كنند. از مسلمانان بپرسيد آيا با فاطمه زهرا(س) هستيد يا ديگري؛ زن معاويه، زن يزيد يا هر زن ديگري؟ مي‌گويند: خير، ما با فاطمه زهرا(س) هستيم؛ يعني شيعه آل‌البيت و شيعه فاطمه و شيعه علي.

همه عرب‌ها و مسلمانان شيعه علي‌اند: اگر پيرو علي، شيعه است، همه ما شيعه‌ايم. اين يك حقيقت و از فرهنگ ماست. اگر معني سني بودن، ايمان به محمد(ص) و سنت اوست، پس همه ايراني‌ها سني هستند. آيا ايراني‌ها گفته‌اند ضد محمد(ص) هستند؟ خير، آنان مي‌گويند محمد(ص) پيغمبر ماست و آنان پيرو سنت پيامبرند؛ پس آنان سني هستند؟

برخي از ما مي‌پرسند آيا شما علي را دوست داريد؟ بله، ما علي را دوست داريم. مي‌گويند: پس شما شيعه هستيد. بله، مردم شمال آفريقا شيعه هستند، ولي مسائل برعكس شده است. ما بايد به اين جدال پايان دهيم و راه سوءاستفاده دشمن را ببنديم و نيز جلوي حكام عرب را كه براي خشنودي آمريكا و اشغالگران از ايران ابراز كراهت مي‌كنند، بگيرم. حكام عرب براي خشنودي آمريكا و اشغالگران از ايران كراهت دارند و مي‌گويند: ايران در حال ساخت بمب اتمي است. ايران چنين است و چنان است؛ فارس‌ها چنين هستند و چنانند. وقتي مي‌پرسيم چرا از ايران نفرت داريد، مي‌گويند: براي اين‌كه شيعه است. نه ... نه ما در شمال آفريقا يك دولت فاطمي جديد هستيم و شيعه هستيم... تمام شد. شيعه هم‌اكنون از ايران به شمال آفريقا انتقال يافته است كه به اين ترتيب، بايد دولت فاطمي دوم برپا شود.

ما در شمال آفريقا شيعه هستيم، اما اگر از سنت نبوي سؤال شود، با جان و دل استقبال مي‌كنيم و به آن پايبنديم. ما پيرو سنت پيامبر(ص) و پيرو علي(ع) هستيم. دوره اختلافات تمام شد و ديگر اتحاديه مغرب عربي و يا غير آن در ميان نيست. مرزها برايمان مهم نيست. هركس هرجا هست، باشد. مرزها سر جايش هست، منتهي هويت ما فاطمي است. هيچ كس هم براي حكومت، محق‌تر از اهل بيت كه منسوبان فاطمه(س) هستند، نيست.

اگر هم طرفدار دمكراسي هستيد، پس حاكميت را به مردم بسپاريد و به حكومت‌هاي سلطنتي و رياستي پايان دهيد و تسليم امر شورا شويد، اما اگر مي‌خواهيد از اسلام سوءاستفاده كنيد، بدانيد كه اهل بيت براي حكومت از شما محق‌ترند. چه كسي گفته شما به نام اسلام، حكومت كنيد؟

ما نمي‌خواهيم وارد مسائل فرعي و اختلافات فقهي شويم. يكي پيرو فقه حنفي است و ديگري مالكي. هر كس هر فقهي دارد، داشته باشد، اركان و فروع دين ثابت است. هر كس هر قوميتي دارد، داشته باشد، هر كس مزيتي دارد، داشته باشد. هر زباني دارد، داشته باشد. اينها مهم نيست. مهم، هويت ماست كه فاطمي است. البته حكام اين مسئله را رد خواهند كرد. شما واكنش آنان را خواهيد ديد. آنان مي‌خواهند اسلام را نابود كنند، براي همين شيعه و سني درست كرده‌اند.

  • سپاسگزاري از ايرانيان
ما از برادران ايراني‌ خود كه شيعه اهل بيت و شيعه علي شدند، تشكر مي‌كنيم. از آنان كه به اهل بيت پيوستند، سپاسگزاريم، چراكه اين، مسئله بزرگي است. من تعجب مي‌كنم كساني مانند اردني‌ها كه از اهل بيت هستند، ضد شيعه‌اند. مگر شيعه چه معني دارد؟‌ شيعه پيروان اهل بيت هستند، آن وقت شما (اردن) چطور دشمن آنان (شيعيان) هستيد؟

اين دعوت براي برپايي حكومت فاطمي جديد مورد حمايت اسماعيلي‌ها، زيدي‌ها، نزاري‌ها، علوي‌ها و همه كساني كه در دايره دولت فاطمي بودند، قرار خواهد گرفت و اين براي ما بهتر است كه همه در يك هويت واحد ذوب شويم.
والسلام عليكم و رحمة الله.

آخرين اخبار از تهاجم به شيعيان پاکستان

پيرو گزارش‌هاي سابق مبني بر سوختن بخش‌هايي از شهر شيعه‌نشين «پاراچنار» پاکستان به وسيله «يزيديان محلي»، آخرين اخبار حاکي از ادامه تهاجمات به شيعيان اين منطقه و بي‌تفاوتي نيروهاي دولتي است.
به گزارش سايت اخبار شيعيان از پاکستان، نيروهاي دولتي در نا آرامي‌ها مداخله خاصي نمي‌کنند و منتظرند که اين درگيري با ضعيف شدن شيعيان خود به خود پايان يابد.

جالب‌تر از همه اين‌که سه شنبه شب 15 نفر از نيروهاي «القاعده» با يونيفورم ارتش پاکستان قصد داشتند در مواضع شيعيان در منطقه «بالش خيل» نفوذ کنند که به دليل حرکات مشکوک و تيراندازي کوکورانه به سمت شيعيان با واکنش جوانان شيعه روبه‌رو‌ و به هلاکت رسيدند و هويت اصلي آنان فاش و مشخص شد که آنها از اعضاي «القاعده» بودند.
اکنون سؤال مردم اين است که اين اعضاي «القاعده» در اينجا چه مي‌کردند و از کجا آمده بودند و يا آورده شده بودند؟ و به وسيله چه کساني آورده شده بودند؟ يونيفورم ارتش را چه کسي به اينها داده بود و يا آن را آنها از کجا آورده بودند؟

از سوي ديگر، در حالي که خشونت‌هاي اخير عليه شيعيان، به تکفيري‌ها و «القاعده» نسبت داده مي‌شود و با بي‌اعتنايي ارتش پاکستان روبه‌رو‌ است، نشانه‌هايي وجود دارد که نيروهاي «طالبان» نيز عملاً وارد جنگ شده‌اند! شيعيان پاکستان انتظار دارند مسئولان‌ سه کشور ايران، پاکستان و افغانستان هر چه زودتر با مداخله فعالانه، به اين فتنه قومي جديد پايان دهند
در پي نا‌آرامي‌هاي شهر شيعه نشين «پاراچنار» پاکستان ـ که بر اثر اهانت يزيدي‌ها و ناصبي‌هاي جديد به مقدسات پيروان اهل بيت به وجود آمد ـ 10 گلوله موشک ميني کاتيوشا به حومه اين شهر اصابت کرد.

به گزارش سايت اخبار شيعيان، اين گلوله‌ها از استان «پکتيکيا»ي افغانستان، منطقه «بورکي» در حومه پاراچنار را هدف گرفتند که مطابق اعلام رسمي، به مجروح شدن سه نفر انجاميده است. شليک اين موشک‌ها، نشانه‌هايي از ورود طالبان به جنگ نابرابري است که در يک سوي آن شيعيان مظلوم پاکستان و در سوي ديگر آن افراطيون تکفيري ـ متشکل از «القاعده»‌، سپاه صحابه، ناصبيان جديد و طالبان ـ قرار دارند.

شيعيان پاکستان انتظار دارند که مسؤولان سه کشور ايران، پاکستان و افغانستان هر چه زود تر با مداخله فعالانه، به اين فتنه قومي جديد پايان دهند.

Glimpse of the Treasury in Petra, Jordan

The first sight visitors see upon emerging from the 1.5 kilometer-long Siq is the Treasury (Arabic: al-Khazneh), the most magnificent of Petra's sights. One of the most elegant remains of the ancient world, the Treasury is carved out of solid rock and stands over 40 meters high.

The Treasury was probably constructed in the 1st century BC. As its design has no precedent in Petra, it is thought that it was carved by Near-Eastern Hellenistic architects.

 

 

 

 

Treasury Lithograph
1830s lithograph of the Treasury

The purpose of the Treasury remains something of a mystery. One thing that is fairly certain, however, is that it was not a treasury. In reality, the Treasury is generally believed to be a temple or a royal tomb, but neither conclusion is certain.

The tomb/temple got its popular name from the Bedouin belief that pirates hid ancient pharoanic treasures in the tholos (giant stone urn) which stands in the center of the second level. In an attempt to release the treasure, Bedouins periodically fired guns at it — the bullet holes which are still clearly visible on the urn.

When the first Western visitors arrived at Petra in the 19th century, a stream ran from Siq and across the plaza. The stream has since been diverted and the plaza leveled for the sake of tourists.

See the Petra Treasury Photo Gallery for a virtual tour.

Petra Treasury

The Treasury's façade has two levels, decorated with columns, classical rooflines and badly weathered sculptures. The central figure on the upper level tholos may be the fertility goddess of Petra, El-Uzza. The vertical footholds on either side may have been made to aid the sculptors. Perched atop the façade is an eagle, a Nabataean (and Greek) male deity symbol.

The portal on the bottom level is reached by small flight of steps, and is flanked by mounted figures believed to be Castor and Pollux, sons of Zeus.

Inside, a colossal doorway dominates the outer court and leads to an inner chamber of 12 square meters. At the back of the chamber is a sanctuary with an ablution basin (for ritual washing), suggesting that the Treasury was a temple or some other kind of holy place.

 

Peeking at Saturn

سیاره زحل

Cassini peers around the hazy limb of the frigid moon Titan to spy the sunlit south pole of Saturn in the distance beyond. Titan's thick, smog-like atmosphere is a major source of interest for scientists involved with the Cassini mission.

This Dec. 26, 2005, view was created using images taken using red, green and blue spectral filters, which combined to make this natural-color view. The image was taken with the Cassini spacecraft narrow-angle camera on Dec. 26, 2005, at a distance of approximately 26,000 kilometers (16,000 miles) from Titan. Image scale is 1 kilometer (4,643 feet) per pixel.