پنجشنبه هفدهم خرداد 1386
مسیحیت صهیونیستی
ميتوان جنوب آمريكا را مركز اصلي مسيحيان صهيونيست در ايالات متحده دانست. جري فالويل تصريح كرده است كه اين منطقه، كمربند انجيليها است. البته اكنون اين منطقه پايگاه انتخاباتي حزب جمهوريخواه و «كمربند امنيت اسرائيل» نيز است.مصاحبه، با پروفسور جيسون برگين، استاد علوم سياسي دانشگاه فلوريدا كارشناس و متخصص جنبش مسيحيت صهيونيستي.
بسيار دشوار ميتوان آماري در مورد شمار مسيحيان صهيونيست در ايالات متحده ارائه داد، امّا چيزي كه ميتوان گفت، اين است كه آنها، هدف انتخاباتي فعالان مسيحيت صهيونيستي، و دستاندركاران حكومت اسرائيل و «از نو متولد شدگان»اند. يعني پروتستانهاي ايوانجليست سفيد و شمار اين رأيدهندگان 25 درصد كل ساكنان تخمين زده ميشود كه اكثر آنها به نفع جمهوريخواهان رأي ميدهند.
ميتوان جنوب آمريكا را مركز اصلي مسيحيان صهيونيست در ايالات متحده دانست. جري فالويل تصريح كرده است كه اين منطقه، كمربند انجيليها است. البته اكنون اين منطقه پايگاه انتخاباتي حزب جمهوريخواه و «كمربند امنيت اسرائيل» نيز است، چرا؟ زيرا جنوب، منطقهاي است كه مردم آن، در مقايسه با جاهاي ديگر امريكا از ديدگاه ديني، مؤمنترين افراد به انجيلاند و گرايشهاي ديني بسيار قويتري دارند؟ اين عجيب نيست كه بيشتر رهبران مسيحيان محافظهكار، جنوبي هستند يا در آنجا آموزشديدهاند و يا سازمانهاي آنها در آنجا متمركز شده است. در يك نظرسنجي ديگر كه «مؤسسه گالوپ» به عمل آورد نتيجه اين بود كه جنوبي بودن به معناي در جرگه حاميان سخت اسرائيل قرار داشتن است و عجيب نيست كه كليساي پروتستان در ايالات متحده بر كنگره معمدانيهاي جنوبي كه شامل 42 هزار كليسا و داراي 16 ميليون عضو است، بسيار نفوذ دارد و اين امر را ميتوان نفوذ صهيونيستي در آن منطقه به شمار آورد.
دانيل پايپس كه جورج بوش اخيراً او را به عضويت شوراي اداره مؤسسه صلح ايالات متحده در آورده، گفته است: «برخي در شگفتند كه چرا ايالات متحده سياستهايي را در پيش ميگيرد كه اساساً و به طور كامل با سياستهاي كشورهاي اروپايي متفاوت است، در مورد آنبايد بگوييم كه بخش اصلي پاسخ اين سؤال در اين روزها به نفوذ پر قدرت مسيحيان صهيونيست در سايه وجود رئيس جمهوري محافظهكار مانند جورج بوش، باز ميگردد. و با اينكه اطلاعات تأييد شده و مورد اطميناني در مورد ميزان حضور مسيحيان صهيونيست در دولت جورج بوش وجود ندارد اما شواهدي در دست است كه ثابت ميكند دولت بوش و برخي از اعضاي كنگرة آمريكا، روابط تنگاتنگ و نزديكي با نمايندگان مسيحيان صهيونيست دارند. در كنگرة «راهي به سوي پيروزي» كه سازمان «هم پيماني مسيحي» در سال 2002 آنرا برگزار كرد و در طي آن شعار هم بستگي مسيحيان با اسرائيل سر داده شد، بسياري از اشخاص بزرگ و صاحبنفوذ در زمينههاي سياسي و اجتماعي امريكا و اسرائيل دعوت شده بودند. از جمله «پت رابرتسون»، وزير تجارت اسرائيل، «يهودا اولمرت» شهردار سابق قدس، «اليور نورث»، افسر سابق نيروي دريائي، «روي مور» وزير دادگستري در ايالت آلباما، «سناتور ديك آرمي»، «سناتور تام ديلي»، «سناتور روي پلانت» و برخي از اعضاي مجلس نمايندگان مانند، «جيمز انهوف» «سام براونباك»، «اورن هاچ» و «آلن كيس» عضو سابق هيئت امريكا در سازمان ملل. «اولمرت در سخنراني در جمع آن جمعيت كه حدود 000/10 نفر تخمين زده شده گفت:
مسيحيان صهيونيست در آينده هم در سياستهاي آمريكا، نقش فعالي ايفا خواهند كرد، نقش آنها تا زماني كه مشغول امور سياسياند و با تعصب خاص با حزب سياسي اصلي در آمريكا (حزب جمهوريخواه) همكاري ميكنند فعال اثرگذار خواهد بود. به همين دليل است كه سياستمداران اهميت خاصي براي آنها قائلاند. به بيان ديگر اين ماشين زنگزده، نياز به روغنكاري دارد. جورج بوش به خوبي ميداند چه كساني او را در سال 2000 و 2004 به اين مقام رساندند. و او خوب ميداند چه كساني در انتخابات سال 2002، حزب جمهوريخواه را به پيروزي رساندند و به صورت اكثريت درآورد. صرفنظر از انتخابات، جورج بوش به خوبي ميداند، مسيحيان محافظهكار از جمله كساني بودند كه بيشترين تمايل به جنگ با عراق داشتند و كنگره معمدانيهاي جنوب بيشتر از هر سازمان ديگري، جنگ ضد عراق را عادلانه توصيف كرد. به همين دليل غير ممكن است بوش به كساني كه بيشتر از هر كس حامي و پشتيبان سياستهاي او بوده و دوباره او را به رياست جمهوري رساندند، پشت كند. در اينجا ميخواهم به نكتهاي اشاره كنم و آن، اينكه برخي بر اين باورند كه توطئهاي از سوي مسيحيان صهيونيست در كار است كه سياستهاي ايالات متحده در خاورميانه را پيش ميبرد، حقيقت اين است كه هيچ توطئهاي در كار نيست، نكته اين است كه چيزي كه مسيحيان صهيونيست را در امريكا به يك قدرت قابل توجه تبديل كرده است، سازماندهي، نقش فعال و پر رنگ ـ ابزارهاي فشار، سيل اموال و پولهاي آنها و صرف وقت از طرف آنان براي رسيدن به هدفي كه به آن ايمان دارند، و همچنين رأيهاي آنها و صرف وقت از طرف آنان براي رسيدن به هدفي كه به آن ايمان دارند و همچنين رايهاي آنها در انتخابات است. من اعتقاد دارم كه مسلمانان و عربها نيز در ايالات متحده ميتوانند چنين نقشي ايفا كنند. اين زمان ميبرد اما به هر حال شدني است و سياستمداران امريكا مجبور ميشوند، در برابر آنها كه سازماندهي شدهاند و از نظر سياسي بسيار فعالند، سر فرود آورند. «مسيحيان صهيونيست» دوران معاصر بيش از دو دهه تلاش كردهاند تا به اين جايگاه دست يافتهاند و اين بسيار تمسخرآميز است كه مسلمانان در انتخابات سال 2000 به جورج بوش كه كانديداري رؤيايي مسيحيان صهيونيست بود، رأي دادند. |

ميتوان جنوب آمريكا را مركز اصلي مسيحيان صهيونيست در ايالات متحده دانست. جري فالويل تصريح كرده است كه اين منطقه، كمربند انجيليها است. البته اكنون اين منطقه پايگاه انتخاباتي حزب جمهوريخواه و «كمربند امنيت اسرائيل» نيز است.