پيامبران كه اندك بودند و مخالفشان بسيار، و در دام شيطان گرفتار، در كارخويش در نماندند و دعوت حق را به مردم رساندند. گاه پيامبر پيشين نام پيامبر پس از خود را شنفته، و گاه وصف پيامبر پسين را به امت خويش گفته. زمان اينچنين گذرى شد، و روزگار سپرى. پدران رفتند و پسران جاى آنان را گرفتند تا آنكه خداى سبحان محمد، صلىاللهعليه وآله، را پيامبرى داد.
اشاره: در مورد بعثت نبى اكرم حضرت محمد بن عبدالله،صلى الله عليه وآله، سخنهاى بسيارى گفته شده و شاعران، اديبان، حكيمان و نويسندگان، هر يك به فراخور حال خود، اين واقعه شگرف را به نظم و نثركشيده اند.
اما شايد هيچ كس مانند خاندان پيامبر خاتم، صلى الله عليه وآله، كه در درك اسرار بعثت يگانه همه اعصارو در شيوايى و رسايى سخن سرامدروزگار بوده اند، نتوانسته است حق مطلب را ادا كند و چنانكه شايسته اين رويداد عظيم است در مورد آن سخن گويد.
از اين رو شايسته ديديم كه به بهانه سالروز مبعث حضرت ختمى مرتبت، صلى الله عليه وآله، گزيده اى از بيانات دو گل سرسبد خاندان رسالت; امير بيان مولا على بن ابى طالب، عليه السلام، و سيده زنان سخنور حضرت فاطمه زهرا، عليهاالسلام، را تقديم شما خوانندگان عزيز موعود كنيم.
ضمن تبريك اين روز خجسته به پيشگاه بزرگ ثمره بعثت حضرت بقى الله الاعظم، ارواحناله الفدا، وهمه شيعيان منتظرش، توجه شما رابه گزيده اى از چند خطبه اين بزرگواران جلب مى كنيم.
بعثت در كلام امير مؤمنان على، عليه السلام
در اولين خطبه نهج البلاغه، اميرمؤمنان، عليه السلام، درباره پيامبران و از جمله پيامبر خاتم مى فرمايد:
پس هر چند گاه پيامبرانى فرستاد و به وسيله آنان به بندگان هشدار دادتا حق ميثاق الست بگزارند، و نعمت فراموش كرده را به ياد آرند. با حجت و تبليغ، چراغ معرفتشان را بيفروزند تابه آيت هاى خدا چشم دوزند; از آسمانى بالا برده و زمينى زيرشان گسترده، وآنچه بدان زنده اند و چسان مى ميرندو ناپاينده اند، و بيماريهاى پيركننده و بلاهاى پياپى رسنده. و هيچگاه نبود كه خدا آفريدگان را بى پيامبربدارد، يا كتابى در دسترس آنان نگذارد، يا حجتى بر آنان نگمارد، يا ازنشان دادن راه راست دريغ دارد.
پيامبران كه اندك بودند و مخالفشان بسيار، و در دام شيطان گرفتار، در كارخويش در نماندند و دعوت حق را به مردم رساندند. گاه پيامبر پيشين نام پيامبر پس از خود را شنفته، و گاه وصف پيامبر پسين را به امت خويش گفته. زمان اينچنين گذرى شد، و روزگار سپرى. پدران رفتند و پسران جاى آنان را گرفتند تا آنكه خداى سبحان محمد، صلى الله عليه وآله، را پيامبرى داد تا دور رسالت را به پايان رساند و وعده حق را به وفا مقرون گرداند، طومار نبوت او به مهر پيامبران ممهور و نشانه هاى او دركتاب آنان مذكور، و مقدم او بر همه مبارك و موجب سرور; حالى كه مردم زمين، هر دسته به كيشى گردن نهاده بودند، و هر گروه پى خواهشى افتاده،و در خدمت آيينى ايستاده; يا خدا راهمانند آفريدگان دانسته، يا صفتى كه سزاى او نيست بدو بسته، يا به بتى پيوسته و از خدا گسسته. پروردگارآنان را بدو از گمراهى به رستگارى كشاند و از تاريكى نادانى رهاند.
سپس ديدار خود را براى محمد،صلى الله عليه وآله، گزيد - و جوارخويش او را پسنديد - و از اين جهانش رهانيد. او را نزد خود برد تا درفردوس اعلى نشيند، و بيش سختى اين جهان نبيند.
پس بزرگوارانه او را ديدار ارزانى داشت و او ميراثى كه پيامبران مى نهند براى شما گذاشت، چه آنان امت خويش را وانگذارند مگر با نشان دادن راهى روشن و نشانه اى معين:
كتاب پروردگار در دسترس شماست، حلال و حرام آن پيداست،واجب و مستحب آن هويداست، ناسخ و منسوخش روشن، رخصت و عزيمت آن معين، خاص و عامش معلوم، پند ومثلهايش مفهوم، مطلق و مقيدش پديدار، محكم و متشابهش آشكار،مجمل آن تفسير شده، و نامفهومش تعبير شده، از حكمى كه بدانند و انجام دادنى است، و آنچه ندانند وواگذاردنى است; حكمى است وجوب آن در قرآن معين، و نسخ آن در سنت مبرهن; و حكمى كه سنت گويد بايد، وكتاب رخصت دهد كه ترك آن شايد; وحكمى كه در وقتى خاص بر مكلف نوشته است، و چون وقتش سپرى شدتكليف هشته است; و حرامهايى ناهمسان، با كيفرهايى سخت و ياآسان; گناهى بزرگ كه كيفرش آتش آن جهان است، و گناهى خرد كه براى توبه كننده اميد غفران است، يا آنچه مقبول، ميان دشوار و آسان است. (1)
آن حضرت در قسمتى از خطبه 33 بعثت پيامبر اكرم،صلى الله عليه وآله، را چنين توصيف مى كند:
خدا محمد را برانگيخت و از عرب كسى كتابى نخوانده بود و دعوى پيامبرى نكرده بود. محمد،صلى الله عليه وآله، مردم را به راهى كه بايست كشاند، و در جايى كه بايدنشاند، و به رستگارى رساند، تا آنكه كارشان استوار و جمعيتشان پايدارگرديد. (2)
در خطبه 94 نيز در وصف سلسله پيامبران الهى مى فرمايد:
پس آنان را در بهترين وديعت جاى به امانت سپرد، و در نيكوترين قرارگاه مستقر كرد. از پشتى به پشت ديگرش داد، همگى بزرگوار، وزهدانهايى پاك و بى عيب و عار. چون يكى از آنان درگذشت، ديگرى براى حمايت دين برخاست، و جانشين اوگشت; تا آنكه تشريف بزرگوارى ازسوى خداى بارى، به محمد،صلى الله عليه وآله، رسيد، و او را ازبهترين خاندان و گراميترين دودمان بركشيد. از درختى كه پيامبران خود رااز آن جدا كرد، و امينان خويش رابرگزيد و بيرون آورد. فرزندان اوبهترين فرزندانند، و خاندانش نيكوترين خاندان; و دودمان اوبهترين دودمان. در گرداگرد مكه روييدند، و در كشتزار بزرگوارى باليدند. شاخه هايشان بلند و سر به آسمان كشيده است و دست كسى به ميوه آن نارسيده.
او پيشواى كسى است كه راه پرهيزگارى پويد، و چراغ آن است كه راهنمايى جويد. چراغى است كه پرتوآن دميد، و درخشى است كه روشنى آن بلند گرديد، و آتشزنه اى است، كه نور آن درخشيد. رفتار او ميانه روى در كار است، و شريعت او راه حق رانمودار. سخنش حق را از باطل جداسازد، و داورى او عدالت است - و ستم را براندازد - او را هنگامى فرستاد كه پيامبران نبودند - و مردمان - به خطاكار مى نمودند، و امتان در گولى ونادانى مى غنودند.
خداتان بيامرزاد! به كار پردازيد، ونشانه هاى آشكار را پيشواى خودسازيد تا كه راه گشاده است و راست،و شما را به خانه اى مى خواند كه سلامت آنجاست. شما در خانه اى به سر مى بريد كه بايد خشنودى خدا رادر آن به دست آريد، در مهلت وآسايش خاطرى كه داريد، كه نامه هاگشوده است و خامه فرشتگان روان،تن ها درست است و زبانها گردان.
توبه شنفته است و كردارها پذيرفته. (3)
امير مؤمنان، عليه السلام، درخطبه 95 به توصيف وضعيت مردمان تا پيش از برانگيخته شدن حضرت ختمى مرتبت، صلى الله عليه وآله، پرداخته مى فرمايد:
او را برانگيخت، حالى كه مردم سرگردان بودند، و بيراهه فتنه رامى پيمودند. هوا و هوسشان سرگشته ساخته، بزرگى خواهى شان به فرودستى انداخته. از نادانى گرفتار.
او كه درود خدا بر وى باد، خيرخواهى را به نهايت رساند، به راه راست رفت،و از طريق حكمت و موعظه نيكو مردم را به خدا خواند. (4)
آن حضرت در قسمتى از خطبه 96 نيز حضرت ختمى مرتبت را چنين توصيف مى كند:
قرارگاه او بهترين قرارگاه است. وخاندان او را شريفترين پايگاه است، ازكانهاى ارجمندى و كرامت، و مهدهاى پاكيزگى و عفت. دلهاى نيكوكاران به سوى او گرديده. ديده ها در پى اودويده. كينه ها را بدو بنهفت و خونهابه بركت او بخفت. مؤمنان را بدوبرادران هم كيش ساخت; و جمع كافران را پريش; خواران را بدو ارجمندساخت و سالار، و عزيزان را بدو خوار.
گفتار او ترجمان هر مشكل است وخاموشى او زبانى گويا براى اهل دل. (5)
و سرانجام در خطبه 110 در ذكرپيامبر اكرم، صلى الله عليه وآله،مى فرمايد:
دنيا را خوار ديد، و كوچكش شمرد،سبكش گرفت و هيچش به حساب آورد; و دانست كه خدا دنيا را از اوگرفت چون چنين خواسته بود، وديگرى را ارزانى داشت چون حقيرمى بود. پس به دل از آن روى برگرداند، و يادش را در خاطر خويش ميراند; و دوست داشت كه زينت دنيااز ديده اش نهان شود تا از آن رختى گرانبها نگزيند، و اميد ماندن در آن به دلش ننشيند. رسالت پروردگار راچنان رساند، كه براى كسى جاى عذرنماند; و امت خود را اندرز گفت وترساند; و مژده بهشتشان داد، و بدان خواند.
ما درخت نبوتيم و فرود آمد نگاه رسالت، و جاى آمد شد فرشتگان رحمت، و كانهاى دانش وچشمه سارهاى بينش. ياور و دوست ما، اميد رحمت مى برد; و دشمن وكينه جوى ما، انتظار قهر و سطوت. (6)
بعثت در كلام فاطمه زهرا،عليهاالسلام
پاره تن رسول خدا، حضرت فاطمه زهرا، عليهاالسلام، كه در خانه وحى پرورده شده بود و صداى بال جبرئيل را شنيده بود پس از رحلت نبى اكرم، صلى الله عليه وآله، و در پى جفاى بزرگى كه امت پيامبر در حق خاندان او روا داشتند، با قلبى پرخون به مسجد مدينه درآمده و رو به مردم غفلت زده خطبه اى ايراد مى كند كه درتاريخ سخنوران عرب جاودانه مى شود. آن حضرت در اين خطبه به زيباترين بيان بعثت و رسالت نبى اكرم، صلى الله عليه وآله، به وصف مى كشند و حال و روز مردم جزيرالعرب را قبل و بعد از بعثت به تصوير در مى آوردند.
حضرت فاطمه زهرا،عليهاالسلام، در ابتداى خطبه مزبوربه حمد و ثناى الهى پرداخته ومى فرمايد:
ستايش خداى را بر آنچه ارزانى داشت و سپاس او را بر انديشه نيكوكه در دل نگاشت. سپاس بر نعمتهاى فراگير كه از چشمه لطفش جوشيد. وعطاهاى فراوان كه بخشيد. و نثاراحسان كه پياپى پاشيد. نعمتهايى كه از شمار افزون است. و پاداش آن ازتوان بيرون. و درك نهايتش نه در حدانديشه ناموزون.
سپاس را مايه فزونى نعمت نمود.
و ستايش را سبب فراوانى پاداش فرمود. و به درخواست پياپى برعطاى خود بيفزود. گواهى مى دهم كه خداى جهان يكى است. و جز او خدايى نيست. ترجمان اين گواهى دوستى بى آلايش است. و پاى بندان اين اعتقاد،دلهاى با بينش. و راهنماى رسيدن بدان، چراغ دانش. خدايى كه ديدگان اورا ديدن نتوانند، و گمانها چونى وچگونگى او را ندانند. همه چيز را ازهيچ پديد آورد. و بى نمونه اى انشاكرد. نه به آفرينش آنها نيازى داشت.
و نه از آن خلقت سودى برداشت. جزآنكه خواست قدرتش را آشكار سازد وآفريدگان را بنده وار بنوازد. و بانگ دعوتش را در جهان اندازد. پاداش رادر گرو فرمانبردارى نهاد. و نافرمانان را به كيفر بيم داد. تا بندگان را ازعقوبت برهاند، و به بهشت كشاند. (7)
آن حضرت در ادامه در بيان آفرينش و بعثت حضرت ختمى مرتبت مى فرمايد:
گواهى مى دهم كه پدرم محمد بنده او و فرستاده اوست. پيش از آنكه او رابيافريند برگزيد. و پيش از پيمبرى تشريف انتخاب بخشيد و به ناميش ناميد كه مى سزيد.
و اين هنگامى بود كه آفريدگان ازديده نهان بودند. و در پس پرده بيم نگران. و در پهنه بيابان عدم سرگردان. پروردگار بزرگ پايان همه كارها را دانا بود. و بر دگرگونى هاى روزگار در محيط بينا. و به سرنوشت هر چيز آشنا. محمد، صلى الله عليه وآله، را برانگيخت تاكار خود را به اتمام و آنچه را مقدرساخته به انجام رساند. پيغمبر كه درود خدا بر او باد ديد: هر فرقه اى دينى گزيده. و هر گروه در روشنايى شعله اى خزيده. و هر دسته اى به بتى نماز برده. و همگان ياد خدايى را كه مى شناسند از خاطر سترده اند.
پس خداى بزرگ تاريكيها را به نور محمد روشن ساخت. و دلها را ازتيرگى كفر بپرداخت. و پرده هايى كه بر ديده ها افتاده بود به يك سوانداخت. سپس از روى گزينش ومهربانى جوار خويش را بدو ارزانى داشت. و رنج اين جهان كه خوش نمى داشت، از دل او برداشت. و او را درجهان فرشتگان مقرب گماشت. و چتردولتش را در همسايگى خود افراشت.
و طغراى مغفرت و رضوان را به نام اونگاشت.
درود خدا و بركات او بر محمد،صلى الله عليه وآله، پيمبر رحمت،امين وحى و رسالت و گزيده ازآفريدگان و امت باد. (8)
آنگاه رو به مجلسيان كرده وآنچه را كه پيامبر خاتم،صلى الله عليه وآله، بر آنها ارزانى داشته بود، چنين برمى شمارد:
شما بندگان خدا! نگاهبانان حلال وحرام، و حاملان دين و احكام، وامانت داران حق و رسانندگان آن به خلقيد.
حقى را از خدا عهده داريد. و عهدى را كه با او بسته ايد پذيرفتار. ماخاندان را در ميان شما به خلافت گماشت. و تاويل كتاب الله را به عهده ما گذاشت. حجتهاى آن آشكار است، وآنچه درباره ماست پديدار. و برهان آن روشن. و از تاريكى گمان به كنار. وآواى آن در گوش مايه آرام و قرار. وپيرويش راهگشاى روضه رحمت پروردگار. و شنونده آن در دو جهان رستگار.
دليلهاى روشن الهى را در پرتوآيتهاى آن توان ديد. و تفسير احكام واجب او را از مضمون آن بايد شنيد.
حرامهاى خدا را بيان دارنده است. وحلالهاى او را رخصت دهنده. ومستحبات را نماينده. و شريعت راراهگشاينده. و اين همه را با رساترين تعبير گوينده. و با روشنترين بيان رساننده. سپس ايمان را واجب فرمود.
و بدان زنگ شرك را زا دلهاتان زدود.
و با نماز خودپرستى را از شمادور نمود. روزه را نشان دهنده دوستى بى آميغ ساخت. و زكات رامايه افزايش روزى بى دريغ. و حج راآزماينده درجات دين. و عدالت رانمودار مرتبه يقين. و پيروى ما را مايه وفاق. و امامت ما را مانع افتراق. ودوستى ما را عزت مسلمانى. وبازداشتن نفس را موجب نجات، وقصاص را سبب بقا زندگانى. وفا به نذر را موجب آمرزش كرد. و تمام پرداختن پيمانه و وزن را مانع ازكم فروشى و كاهش. فرمودمى خوارگى نكنند تا تن و جان ازپليدى پاك سازند و زنان پارسا راتهمت نزنند، تا خويشتن را سزاوارلعنت نسازند. دزدى را منع كرد تا راه عفت پويند. و شرك را حرام فرمود تابه اخلاص طريق يكتاپرستى جويند«پس چنانكه بايد، ترس از خدا را پيشه گيريد و جز مسلمان مميريد!» آنچه فرموده ست بجا آريدو خود را از آنچه نهى كرده بازداريد كه «تنها دانايان ازخدا مى ترسند». (9)
حضرت زهرا، عليهاالسلام، دربخش ديگرى از اين خطبه به تلاشى كه پدر ارجمندش براى گسترش توحيد و اسلام متحمل شد اشاره كرده و مى فرمايد:
مردم، چنانكه در آغاز سخن گفتم:
من فاطمه ام و پدرم محمد،صلى الله عليه وآله، است «هماناپيمبرى از ميان شما به سوى شما آمدكه رنج شما بر او دشوار بود، و به گرويدنتان اميدوار و بر مؤمنان مهربان و غمخوار».
اگر او را بشناسيد مى بينيد او پدرمن است، نه پدر زنان شما. و برادرپسر عموى من است نه مردان شما. اورسالت خود را به گوش مردم رساند. وآنان را از عذاب الهى ترساند. فرق وپشت مشركان را به تازيانه توحيدخست. و شوكت بت پرستان را در هم شكست.
تا جمع كافران از هم گسيخت.
صبح ايمان دميد. و نقاب از چهره حقيقت فرو كشيد. زبان پيشواى دين در مقال شد. و شياطين سخنور لال. (10)
آن حضرت وضعيت مردم را درپيش از بعثت چنين به تصويرمى كشد:
در آن هنگام شما مردم بر كنارمغاكى از آتش بوديد خوار. و در ديده همگان بى مقدار. لقمه هر خورنده. وشكار هر درنده. و لگدكوب هر رونده.
و نوشيدنيتان آب گنديده و ناگوار.
خوردنيتان پوست جانور و مردار.
پست و ناچيز و ترسان از هجوم همسايه و همجوار. تا آنكه خدا بافرستادن پيغمبر خود، شما را از خاك مذلت برداشت. و سرتان را به اوج رفعت افراشت.
پس از آن همه رنجها كه ديد وسختى كه كشيد. رزم آوران ماجراجو،و سركشان درنده خو. و جهودان دين به دنيا فروش، و ترسايان حقيقت نانيوش، از هر سو بر وى تاختند. و بااو نرد مخالفت باختند.
هر گاه آتش كينه افروختند، آن راخاموش ساخت. و گاهى كه گمراهى سر برداشت، يا مشركى دهان به ژاژانباشت، برادرش على را در كام آنان انداخت. على، عليه السلام، بازنايستاد تا بر سر و مغز مخالفان نواخت. و كار آنان با دم شمشيربساخت.
او اين رنج را براى خدا مى كشيد. ودر آن خشنودى پروردگار و رضاى پيغمبر را مى ديد. و مهترى اولياى حق را مى خريد. اما در آن روزها، شما درزندگانى راحت آسوده و در بستر امن و آسايش غنوده بوديد. (11)
فاطمه زهرا، عليهاالسلام، درادامه سخن به جفايى كه امت محمد،صلى الله عليه وآله، پس از وفات ايشان با خاندانش روا داشتند اشاره كرده و مى فرمايد:
چون خداى تعالى همسايگى پيمبران را براى رسول خويش گزيد،دورويى آشكار شد، و كالاى دين بى خريدار. هر گمراهى دعوى دار و هرگمنامى سالار. و هر ياوه گويى دركوى و برزن در پى گرمى بازار.
شيطان از كمينگاه خود سر برآورد وشما را به خود دعوت كرد. و ديد چه زود سخنش را شنيدند و سبك در پى او دويديد و در دام فريبش خزيديد. وبه آواز او رقصيدند. (12)
موصل شهری در شمال عراق و مرکز گسترش وهابیت در عراق است که رهبران وهابی شهر قصد ساختن یک ایالت اسلامی در منطقه و ایجاد منطقهای اختصاصی برای خود دارند.
شهر موصل مرکز بنیادگرایان سنی شده است که قصد دارند، محدوده شهر را به شکل اسلام افراطی در بیاورند و مسیحیان و شیعیان را از آن بیرون برانند.
به گزارش شیعه نیوز به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، موصل شهری در شمال عراق و مرکز گسترش وهابیت در عراق است که رهبران وهابی شهر قصد ساختن یک ایالت اسلامی در منطقه و ایجاد منطقهای اختصاصی برای خود دارند.
آنها معتقدند که تنها حقیقتی که وجود دارد حذف و اجتناب از شناخت سایر ادیان است. این گروه بنیادگرا نسبت به جماعت مسیحیان در موصل خشونت میورزند و درصدد ایجاد ممنوعیت برای مسیحیان موصل در برگزاری اجتماعات دینی هستند و برای ادیان دیگر خصوصا شیعیان نیز ترس و نگرانی از فضا را ایجاد میکنند.
به گفته یکی از مسیحیان موصل، وهابیون قصد دارند تا شهر را بدون ادیان دیگر برای حکومت خود بسازند.
در حالي كه مسلمانان دنيا از شدت عمل و برخوردهاي ضد اسلامي هيأتهاي موسوم به امر به معروف و نهي از منكر در عربستان سعودي به تنگ آمدهاند، شاهدان عيني از افزايش مشهود توزيع كتابهاي توهينكننده به شيعه در مدينه منوره خبر ميدهند.
تعدادي از عمرهگزارن عراقي (كه با پاسپورت انگليسي و آمريكايي براي عمره به عربستان وارد شدهاند) مورد ضرب و جرح از سوي هيأت امر به معروف و نهي از منكر عربستان سعودي قرار گرفتند و كارشان به بيمارستان كشيد.
به گزارش سايت اخبار شيعيان از «راصد» اين افراد كه در حال طواف در مسجدالحرام بودند ناگهان با فرياد های نيروهای امنيتی و افراد هيأت امر به معروف سعودی مواجه شدند كه آنان را به كفر و شرك متهم كردند و بلافاصله آنان را با دست و باتوم مورد ضرب و جرح قرار دادند!
در بين اين افراد فرزند «استاد رضا جواد تقي» عضو مجلس نمايندگان عراق و دو فرزند يكی از مقامات دولت عراق نيز به چشم می خورند.
از سوی ديگر، شاهدان عينی از توزيع علني كتاب های توهين كننده به شيعيان در صحن و سرای حرم شريف نبوی در مدينه خبر می دهند. همچنين افراد هبأت امر به معروف، كتابی موسوم به ربحت الصحابة ولم اخسر اهل البيت (يعنی : صحابه را به دست آوردم بدون آنكه اهل بيت را از دست دهم) را بين زائران بقيع توزيع می كنند.
نيروهاي امنيتي نيجريه، مركز اسلامي، مدرسه، كلنيك و اقامتگاه هاي شيعيان در ايالت سوكوتو را تخريب كردند.
به گزارش اخبار شيعيان و به نقل از «اسلام ایم»، اعمال فشار عليه شيعيان نيجريه، كه جمعيت زيادي از مسلمانان این کشور را تشكيل ميدهند، از جولاي امسال – يعني زماني كه يك سخنران كه به ایراد سخنان ضد شيعي مشهور شده بود به دست افراد نامعلومي كشته شد – شدت گرفت.
پس از اين واقعه، دولت با سوءاستفاده از آن، تلاش خود را براي ايجاد تفرقه مذهبي و بخصوص آزار شيعيان آغاز كرد.
در مدت تشديد فشارها، يك مدرسه، يك كلينيك و نيز چند اقامتگاه متعلق به شيعيان در شمال غربي ايالت سوكوتو تخريب شد، صدها شيعهء بيگناه – از جمله رهبر شيعيان منطقه «آقاي كاسيمو ريمين توايه» - دستگير شدند و دو شهروند شيعه بيگناه نيز جان خود را از دست دادهاند.
اين اقدامات، كه به آتش كشيدن تعداد زيادي از منازل متعلق به شيعيان نيز بايد به آنها اضافه شود، با هدف كوچاندن اجباري شيعيان انجام ميشود و «واماكو» فرماندار ايالت سوكوتو با صدور بيانيهاي اعلام كرد از «گسترش شيعه گري در سوكوتو» جلوگیری خواهد كرد!
اين در حالي است كه مقامات رسمی پليس ايالت در گفتگو با بي بي سي هرگونه دخالت گروههاي شيعي در اين قتل را تكذيب كردهاند
تارنماي اينترنتي «وليد بن طلال» شاهزاده ميليونر سعودي ، با نشر اکاذيب و تهمت، شيعيان را تکفير و وجوب قتل و خشونت عليه آنان را تبليغ مي کند.
تارنماي اينترنتي «وليد بن طلال» شاهزاده ميليونر سعودي، با نشر اکاذيب و تهمت، شيعيان را تکفير و وجوب قتل و خشونت عليه آنان را تبليغ مي کند.
در بخش «اديان، مذاهب و گرايش ها» ي سايت اين امير سعودي، با هدف توجيه اعمال تروريستي عليه شيعيان، دروغ هاي فراواني منتشر ميشود؛ از جمله اينکه :«شيعيان در نمازشان به خلفاء و عايشه دشنام مي دهند!»، «يزيد بن معاويه راضي به قتل امام حسين عليه السلام نبود»، «شيعيان قرآن را تحريف مي کنند!» و ...
اين سايت، همچنين به عالمان شيعه اهانت مي كند و آنان را واجبالقتل ميداند.
به گزارش باشگاه خبرنگارن، وجود اين پايگاه اينترنتي، دليل واضحي بر تلاش امراي سعودي براي تشويق تروريستها و توجيه و مشروعيت بخشي به تروريسم - مخصوصا فجايعي كه اينك در عراق به وقوع ميپيوندد - محسوب ميگردد و سخن كساني را كه معتقدند "حكومت سعودي از ترور و تروريسم دوري ميكند" به وضوح رد مينمايد.
بخشي از حرم حضرت سيد محمد بن علي(ع)، عموي امام زمان(ع) در شهر "بلد" عراق، بر اثر اصابت چند فروند خمپاره ويران شد.
به گزارش خبرگزاري فارس، شبكه تلويزيوني "اهلالبيت(ع)" كه برنامههاي آن از كربلا پخش ميشود با اعلام اين خبر در زيرنويس خود، گزارش داد: اين حمله موشكي به تخريب باب شرقي صحن مطهر حضرت سيد محمد(ع) انجاميد. از سوي ديگر يكي از مقامات مسؤول در شهر "بلد" در گفتوگو با خبرگزاري "براثانيوز" كه از منابع خبري نزديك به مجلس اعلاي اسلامي عراق به شمار ميرود با تأييد اين خبر، گفت: اين حمله موشكي، كه از يك محور انجام گرفته است خساراتي را به اين مرقد مطهر وارد آورد. حمله شديد موشكي ديروز (جمعه) به محله "الزهراء" واقع در نزديكي حرم مطهر در مركز شهر "بلد" نيز كه از دو محور انجام گرفته بود به كشتهشدن 15 تن كه بسياري از آنها را زنان و كودكان تشكيل ميدادند انجاميد. حمله موشكي پنجشنبه گذشته به اين شهر نيز به كشته شدن سه دختر جوان و آتشسوزي و تخريب اماكن تجاري اين شهر انجاميد كه در پي اين اقدامات، مردم معترض با ريختن به خيابانها خشم خود را از اين قبيل اقدامات تروريستي ابراز كردند. هنوز عامل اين حملات مشخص نشده است اما كارشناسان ابراز عقيده كردهاند كه اين حملات از سوي تروريستهاي تكفيري انجام ميگيرد. اين در حالي است كه مسلمانان جهان طي روزهاي اخير با برپايي تظاهراتهاي اعتراض آميز متعدد در شهرهاي مختلف خاورميانه، اروپا و آمريكا، خشم خود را از صدور فتاوايي از سوي مفتيهاي وهابي عربستان سعودي مبني بر وجوب تخريب عتبات عاليات در عراق و سوريه اعلام كرده بودند. گفتني است قدر و منزلت حضرت سيد محمد(ع) به اندازهاي بوده كه عدهاي از شيعيان گمان ميكردهاند پس از امام هادي(ع) ايشان به امامت خواهد رسيد. امامين عسگريين(ع) به حضرت سيد محمد(ع) علاقه شديدي داشتند بگونهاي امام حسن عسگري(ع) كه پس از رحلت او برايش مجلس عزا برپا نموده و در غم فراق آن حضرت گريبان چاك كردند. تا كنون كرامات زيادي از حرم آن حضرت كه داراي گنبد و صحن و غرفههاي متعدد است مشاهده شده و تعدادي از فرزندان وي نيز كه در ايران به شهادت رسيدهاند در شهرهاي "لار" در استان فارس و شهر "خوي" در منطقه آذربايجان مدفون هستند.
در حالی که طلاب تندروی مسجد لعل پاکستان در زمره طیف سلفی محسوب می شوند و برخی شیوخ آنان متاثر از وهابیت بوده و رسما" شیعیان را کافر به شمار می آورند، انتشار متن وصیت نامه یکی از رهبران آنها که در جریان حمله اخیر پاکستان کشته شد، موجب تعجب بسیاری از تحلیل گران شده است.
به گزارش پايگاه خبري جهان عبدالرشید غازی برادر عبدالعزیز مدیر مسجد لعل که در ماجرای درگیری طلاب این مسجد با نیروهای نظامی پاکستان کشته شد، بر خلاف خصومت رایج سلفی ها با شیعیان و اعتقادات آنها، در وصیتنامه خود چنین نوشته است:
«ما رهرو کاروان حسینی هستیم. بدون تردید مصائب بر اهل حق یک واقعیت است. اگر امام حسین(ع) در حالت ناچاری به شهادت رسیدند، ما نیز رهرو همین کاروان هستیم.»
گفتنی است درج این متن و ابراز ارادات به امام حسین (ع) در وصیتنامه یک چهره سلفی در حالی صورت گرفته که شیعیان پاکستان از جانب این گروه ها معمولا" تحت فشار قرار داشته و از سوی آنان تکفیر می شوند. همچنین مراسم عزاداری امام حسین(ع) بارها توسط وهابیون پاکستان به خاک و خون کشیده شده است.
هنوز در خصوص دلیل آمدن چنین عبارتی در وصیتنامه این رهبر مذهبی سلفیون روشن نیست. عده ای این مسئله را برای تحریک شیعیان پاکستان به حمایت از طلاب مسجد لعل تحلیل می کنند اما با توجه به اینکه این عبارت در وصیتنامه عبدالرشید غازی درج شده، چنین هدفی را نفی می کنند. چون وی می توانست همین جملات را در زمان زنده بودن برای تحریک شیعیان بر زبان آورد.
خاخام یهودی «باروخ آوراهام راکوبسکی» از اعضای ارشد جمعیت ارتدوکس بیت المقدس اعلام کرد: «بزرگان تورات و کابالا (کتاب فرقه عرفانی یهود) می گویند که به زودی جنگی بزرگ با معجزات آشکار رخ خواهد داد.»
به گزارش پايگاه خبري جهان به نقل از سایت عبری ان اف سی، این خاخام یهودی گفت: « کابالیستها (عارفان یهودی) هفته گذشته در اورشلیم جمع شدند و با بررسی عمیق کابالایی نشانه هایی از طرق مختلف و از کودکان اتیست (در خود مانده) دریافت کردند که نشان می دهد به زودی جنگی درخواهد گرفت که معجزاتی مثل خروج بنی اسرائیل از سرزمین مصر به وقوع خواهد پیوست. منظور از معجزات آشکار هم معجزاتی است که علاوه بر کابالیست ها ، اشخاص عادی هم قادر به تشخیص آن خواهند بود.»
وی ادامه داد: « کابالیست ها همچنین گفتند به آنها الهام شده که آمریکا در بلند مدت دوست اسرائیل نخواهد بود و اسرائیل باید از فرصت کنونی و دوستی با آمریکا استفاده کند و علیه ایران دست به حمله نظامی بزند.»
گفتنی است جمعیت دینی ارتدوکس اسرائیل درباره الهام گرفتن از بالا توسط کودکان اتیست، اختلاف نظر دارند.
در عین حال کابالیست مشهور «حییم کهن» که مریدانش ادعا می کنند چشم غیبی دارد به شاگردانش گفته است:« اکنون اسرائیل در وضعیتی است که توان حمله به دشمن و نابودی سریع آن را دارد و اکنون ما در دورانی هستیم که درباره آن گفته شده «خداوند برای شما خواهد جنگید.»
همچنین خاخام «حییم کانیوسکی» در پاسخ به سئوالی درباره ایران گفته است: «خداوند به زودی معجزات بزرگی برای ملت اسرائیل انجام خواهد داد.»
این خاخام نیز در بین جمعیت ارتدوکس یهودی به عنوان مطلع از امور غیبی شناخته می شود.
گفتنی است پس از انتشار گزارش کمیته تحقیق وینوگراد که در آن رسما" به شکست ارتش اسرائیل در جنگ 33 روزه با حزب الله لبنان اعتراف شد ، وضعیت روانی طیف متعصب صهیونیست در اسرائیل به شدت آشفته شده و تلاش می شود با طرح چنین مواردی و دادن وعده معجزه در آینده از سوی برخی شخصیت های دینی همسو با سیستم ، از فشار روانی موجود کاسته شود.
استاندار كربلا از دولت مركزي عراق و رهبران ديني و سياسي اين كشور خواست فتاوا و تهديدات اخير مفتيهاي وهابي در مورد وجوب انهدام عتبات عاليات را جدي تلقي كنند.
به گزارش خبرگزاري فارس، "عقيل الخزعلي" استاندار كربلا در گفتوگو با خبرگزاري "اصواتالعراق" تأكيد كرد: دولت و شخصيتهاي سياسي و ديني بايد تدابير امنيتي پيشگيرانهاي بينديشند تا از اجراي اين قبيل فتاوا جلوگيري شود. وي خاطرنشان كرد: بايد پس از صدور اين فتاوا از سوي مفتيهاي سعودي كه خواستار انهدام حرم امام حسين(ع) در كربلا شدهاند طرحهاي امنيتي قاطعي براي حمايت از مراقد مقدسه وضع شود. استاندار كربلا اعلام كرد: اين فتاوا در بين تروريستها بازتاب يافته و طرحهايي براي اجراي اقدامات تروريستي در كربلا وجود دارد. وي افزود، از دولت عراق خواسته تا تجهيزات و تسليحات مورد نياز نيروهاي نظامي و عناصر پليس و نيز امكانات مادي براي اتخاذ طرحهاي امنيتي پيشگيرانه براي استان كربلا را افزايش دهد. اين گزارش ميافزايد: شهر مقدس كربلاي معلا شامل عتبات مقدسهاي از جمله حرم امام حسين(ع)، حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع) و قتلگاه بسياري از اهل بيت(ع) و ياران آنان است كه در سال 61 هجري قمري در اين منطقه به شهادت رسيدهاند. از سوي ديگر "فرياد راوندوزي" عضو فراكسيون ائتلاف كردستان عراق در گفتوگو با اين خبرگزاري تصريح كرد: بايد مسأله اين فتاوا از طريق ديپلماتيك و با برقراري تماسهايي با طرفهاي ديني سعودي و كويتي مخالف با اين اقدامات، حلوفصل شود. تعدادي از مفتيهاي وهابي سعودي و كويتي بتازگي با صدور فتاوايي، انهدام و تخريب اماكن مقدسه شيعيان از جمله عتبات عاليات در عراق و حرم حضرت زينب(س) در دمشق را واجب شمردهاند.
شبکه تلویزیونی فاکس نیوز در اقدامی توهین آمیز کاریکاتورهای موهن نشریه دانمارکی را پخش کرد.
به گزارش واحد مرکزی خبر، این شبکه امریکایی وابسته به پنتاگون و جناح نومحافظه کار امریکا در ویژه برنامه ای که به بررسی نگرشهای اسلامگرایان تندرو پرداخته بود پنج کاریکتاتور از مجموعه کاریکاتورهای موهن نشریه دانمارکی را پخش کرد که زمستان سال گذشته سبب خشم گسترده مسلمانان جهان شد.
آخرین روزهای دانشگاه بود؛ چند روز دیگه باید تسویه حساب می کردیم برای همین با بچه ها قرار گذاشتیم آخرین گشتمون رو توی کوچه باغ ها بزینم . چون آخرین گشت و گذارمون بود کمی مسیرمون رو طولانی تر کردیم و از یه راهی غیر از مسیر همیشگی رفتیم.
طی همین قدم زدن ها بود که چشمم به یه تابلو افتاد کوچه شهید محمود احمدی نژاد!!!
سرزمين حجاز در ماههاى حرام، بويژه در ماه رجب، از روزگار باستان، ميزبان زائران بى شمارى بود، كه از راههاى دور و دراز به سوى كعبه معظمه ميشتافتند و هدايا و قربانيهاى فراوانى با يك دنيا شور و اشتياق به آن خانه نثار ميكردند. در دومين جمعه از ماه رجب، كه از ماههاى حرام است و احترام خاصى در ميان همه قبايل و طوائف داشت، ازدحام عجيبى در اطراف كعبه بود و سيل مردم از پير و جوان با احترام ويژه اى در اطراف خانه خدا در حال طواف بودند، كه زنى حامله، با چهره اى شكسته، در گرداگرد خانه خدا بى تابانه مى گرديد و با انگشتان لرزانش به جامه كعبه آويخته بود و در حالى كه قطرات اشكش سيل آسا به صورتش مى ريخت، زير لب مى گفت: پروردگارا! من به تو ايمان آورده ام و به آنچه كتاب و پيامبر از سوى تو آمده است، ايمان دارم. پروردگارا! من به آيين جدم »ابراهيم خليل« كه بينانگذار اين خانه كهن است، ايمان دارم. پروردگارا! ترا سوگند مى دهم به حق بنيانگذار اين بيت، و به حق اين مولودى كه در شكم دارم، كه اين زايمان را بر من آسان بگردان. چشمهاى كنجكاو او را مى ديد و گوشهاى شنوا سخنانش را دنبال مى كرد و حس كنجكاوى در مغزها تحريك مى شد، كه ناگهان فريادى از تعجب از همگان بلند شد و به دنبال آن سكوتى سنگين بر همگان حكمفرما شد. آب در گلوها خشكيد، حيرت و تعجب بر چهره ها نقشى شگفت زده بود، نفسها از سينه ها بيرون نمى آمد. كسى جرأت نداشت كه سكوت را بشكند و بگويد: لحظه اى پيش ديوار كعبه شكافته شد و زن حامله اى به درون خانه خدا رهنمون شد! چه كسى باور مى كرد كه سنگ خارا آغوش باز كند و زن حامله اى را در خود جاى دهد؟! حيرت و تعجب مردم هنگامى افزايش يافت كه تلاش پرده داران كعبه، در گشودن قفل در به نتيجه نرسيد. لحظه به لحظه بر ازدحام مردم افزوده مى شد، همگان در انتظار بودند كه از فرجام اين راز آگاه شوند. از نقطه نظر مردم نگران و حيرت زده، هر لحظه اى چون يك ساعت مى گذشت و همگان ثانيه شمارى مى كردند كه نيروى غيبى اين مشكل را بگشايد. پس از گذشت مدتى طولانى، همان سنگ خارا آغوش باز كرد و فاطمه بنت اسد در حالى كه »مولود كعبه« را در آغوش داشت بيرون آمد. صداى هلهله اوج گرفت و در خانه هاى مكه طنين انداخت. حضرت ابوطالب، عمو و برترين حامى پيامبر، صلّى اللّه عليه وآله، در حالى كه برق شعف از ديدگانش مى جهيد، بانگ برآورد: أيّها النّاس: ولد فى الكعبة ولى اللَّه. هان اى مردم! ولى خدا در خانه خدا ديده به جهان گشود. اين حادثه پرشكوه و بى نظير تاريخ، به روز جمعه، سيزدهم ماه رجب، سى امين سال حمله ابرهه به خانه خدا (عام الفيل) اتفاق افتاد.
در حالي كه فتاواي اخير چند مفتي وهابي براي حمله به ضريح مقدس سيدالشهدا(ع) موجي از خشم و انزجار در جهان اسلام به وجود آورده، پروفسور رشيد حافظوويچ، استاد دانشگاه علوم اسلامي سارايوو، در يك افشاگري تكاندهنده از نقش وهابيت براي پايان دادن به فرهنگ اسلامي در بوسني و اروپا پرده برداشت.
به گزارش بازتاب، در حالي كه جنگ خونين بوسني و هرزگوين پس از نسلكشي دهها هزار مسلمان و شهادت شماري از هموطنانمان سرانجام به پايان رسيد، پس از اين جنگ عوامل وهابيت با بهرهمندي از دلارهاي نفتي سعودي، نفوذ فرهنگي گستردهاي را در اين كشور انجام دادند و بنا بر اين مقاله كه در روزنامه «اسلوبوجنيه» ـ چاپ سارايوو ـ منتشر شده است، آنها در حال ادامه پروژه ناتمام جنايتكاران صرب را در ذبح اسلام در بوسني هستند.
در اين مقاله آمده است: هر تمدن، تراژدي مختص به خود را دارد؛ تزلزلها و سقوطها. تمدن اسلامي نيز از اين قاعده مستثني نيست. اما بزرگترين تراژدي که ممکن است براي مسلمانان اتفاق بيفتند، سال 1746 به وقوع پيوست، وقتي که ديوانهاي از شهر نجده به نام «محمد بن عبدالوهاب» با فالانژهاي خود که خواهان قتل، غارت و خونريزي بودند، جهادي رسمي را عليه تمامي مسلمانان اعلام داشت. جهادي که هدفش بازگشت به نوعي از اسلام بود که تنها اينها آن را ميفهميدند و خود را وارثش ميدانستند، نه اسلامي که از ريشههايش و زندگي پيامبر رحمت نشأت گرفته باشد.
با وجودي که خود اعلان جهاد از سوي وهابيون را نميتوان عملي قابل صرف نظرکردن پنداشت، بعد از آن شاهد کشتارها و قتلعامهاي وحشتناکي هستيم که فالانژهاي وهابي در سال 1802 در کربلا مرتکب شدند. جايي که هزاران مسلمان به قتل رسيدند، مورد هتک حرمت قرار گرفتند و حتي مساجد، مقبرهها و گورستانهايشان نيز از حملات اين گروه در امان نماند. بلافاصله کمي بعد از آن کشتار طائف در سال 1803 به وقوع پيوست تا سپس نوبت به مکه و مدينه برسد. در تمامي اين قتل عامها و کشتارها حتي زنان و کودکان و يا افراد سالخورده مستثني نشدند. شمشير وهابيت هزاران شهر مسلمان نشين را از بين برد و هزاران مسلمان را در خون خود غلتانيد.
در مورد تمامي اين اتفاقها شايد هيچ چيز عجيب و غيرمعمول نمينمود اگر وقوع آنها به هزاران سال قبل بازمي گشت. اما وهابيت ـ متأسفانه ـ امروز نيز قسمتي از مسائل روزمره ما شده است. درست در زماني که مسلمانان بوسني تصور ميکنند که توانستهاند با تحمل سختيهاي جنگ و رفع تجاوز متجاوزين صرب به هر نحو ممکن کشوري به نام بوسني و هرزگوين را روي پاهاي خود نگه دارند، يک سياهي جديد که به شدت خطرناکتر و وحشتناکتر است، در اين هياهوي هرروزه تعرض به مسلمانان، در حال فراگير شدن است. اکنون در حالي که جمعيت مسلمانان بوسني به اندازهاي کاهش يافته که شايد ديگر نتوان آنان را حتي به عنوان يک قوميت به شمار آورد و يا به مقاومت آنها در صورت تجاوزي دوباره اميدوار بود، ويروسي جديد و کشنده مسلمانان اين منطقه را تهديد ميکند که همان مسئله وهابيت است.
وهابيت در واقع بهترين چيزي است که ميتواند سناريوي ناتمام کاراجيچ ـ ملاديچ (دو جنايتکار جنگ بوسني) را تکميل نمايد و کاري را که اين دو، در طول دوران تجاوز موفق به انجامش نشدند، يعني از بين بردن اسلام در بوسني، به اتمام برسانند. وهابيها از شرق و غرب، از عربستان سعودي و يا از مراکزي قدرتمند در اروپا، همانهايي هستند که نقش بدون افتخارشان را در جنگ بوسني به خوبي به ياد داريم و بدون هيچ گونه اشتباهي ميدانيم. اين زاده همان مثلث سياسي مسکو، لندن و پاريس است که در تمام دوران اعلام استقلال بوسني در سال 1991 با فشار بر اين کشور مسلماننشين، شرايط را به گونهاي رقم زدند تا امروز ديگر امکان نفس کشيدن براي بوسني عملا از بين رفته باشد. اينها ديروز حق دفاع از خود را از مردم بوسني سلب کردند و امروز نيز وهابيت را به سوي بوسني روانه ساختهاند تا بوسيله اين سلاح مخفي خود هرچه سريعتر و البته راحتتر مسلمانان بوسني را از بين ببرند. با اين کار اروپا موفق خواهد شد تا مسئله حضور مسلمانان در اين قاره را که امروزه بيش از هر زمان ديگر در حال شکلگيري و ريشه دواندن است به طور کل منتفي نمايد. اما اين اتحاد نانوشته وهابيون با برخي مراکز قدرتمند غربي نيز چيز تازهاي نيست. سال 1865 را به خاطر بياوريم و توافقهاي بريتانيا با فالانژهاي سعودي ـ وهابي.
بدين ترتيب بعد از مسلمانان چچن، به عنوان يک گروه از مسلمانان که با آداب و رسوم خود زندگي ميکنند، مسلمانان بوسني و هرزگوين ديگر مردمي هستند که هدف وهابيت قرار گرفته اند. وهابيوني که قادر به تحمل فرهنگ و سنت اسلامي مردم بوسني نيستند و نزديکي اين مردم به تصوف، وجود تفاسير معنوي و ادبيات عرفاني را در اين کشور برنمي تابند، اينک به سرزمين بوسني و هرزگوين رسيده اند تا با هر آنچه که در توان دارند آخرين آثار سنت اسلامي را در اروپا نابود کنند. مساجد، مقبرهها، تکيهها، مزارهاي مسلمانان و چيزهايي از اين دست مورد هدف وهابيت واقع شدهاند. به بيان ديگر، وهابيها هرآنچه که با قرائت منحصر به فرد خودشان از اسلام تطابق ندارد را از بين ميبرند. وهابيون پيش از اين نيز زانوي اسلام را مورد هدف قرار داده بودند و هر چه که از زمان پيامبر اسلام براي مسلمانان محترم شمرده ميشد را نابود کردند. وهابيها هرکجا که رسيدند دست به چنين اعمالي زدند. آنچه که اکنون در عراق، افعانستان و چچن رخ ميدهد، همه و همه نتيجه اعمال وهابيهاست. با ورودشان اعلام ميکنند که قصد کمک به مسلمانان را دارند اما در حقيقت چيزي که بعد از آنها باقي ميماند، خون و خونريزي و قتل و کشتار است.
وهابيت اکنون براي بوسني و مسلمانانش نقشهها کشيده است. اما مهمتر از همه آنکه اين بار آنها به سراغ بچههايمان رفته اند تا در قالب افرادي بشر دوست که کمکهاي بشردوستانه برايمان آوردهاند، روح و قلب ما را از آن خود کنند.
آنها اکنون در ميان ما هستند و از طريق ازدواج با دخترانمان در شهرها و روستاها و با نفوذ در فرهنگمان ميخواهند سنت و فرهنگ اسلامي مردم بوسني را از بين ببرند. وهابيها به رسانهها نفوذ کردهاند، در مراکز آکادميک و مذهبي ما حضور دارند، در مساجد ما، در مراکز ديني ما، در دانشگاهايمان، همه جا. امروز پس از عراق، افغانستان، چچن و فلسطين نوبت به بوسني و هرزگوين و مسلمانانش رسيده است.
منابع آگاه گزارش دادند که عربستان به شیخ حارث الضاری رئیس هیئت علمای اهل سنت عراق که تحت پیگرد دولت این کشور قرار دارد، 25 میلیون دلار برای گردهم آوردن اعضا و هسته های باقی مانده سرکوبگر رژیم سابق عراق تحویل داده است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از شبکه تلویزیونی الفرات، این منابع آگاه افزودند: الضاری در سوریه با گروهی از افسران امنیتی و اطلاعاتی رژیم بعثی سابق، اعضای گارد ریاست جمهوری سابق عراق و فدائیان صدام و بعثی ها و نیز گروههای مسلح تروریستی فعال در داخل عراق به ویژه دو سازمان تروریستی جیش الاسلام و گردانهای انقلاب 1920 به منظور ترسیم دسیسه ها و توطئه علیه ملت عراق تماس گرفته است.
برپایه این گزارش، این مسئله درخواست "سلام زکم الزوبیعی" از دولت عراق را برای وارد کردن تروریست های وابسته به جیش الاسلام و گردانهای انقلاب 1920 به دستگاههای امنیتی به منظور اینکه ورود آنها نقطه آغازین برای توطئه علیه ملت عراق و دولت منتخب آنها باشد، تفسیر می کند.
شیخ حارث الضاری رئیس هیئت علمای اهل سنت عراق است که دولت عراق تقریبا یک سال پیش حکم جلب غیابی وی را به اتهام دست داشتن در خشونت ها و اقدامات تروریستی عراق صادر کرد. وی در آن زمان در اردن اقامت داشت.
"جلال طالبانی" رئیس جمهوری عراق هشت ماه پیش گفته بود: رئیس هیئت علمای اهل تسنن عراق با کمک برخی از کشورها فتنه انگیزی می کند.
وی افزوده بود: "برخی به بهانه کمک به عرب های اهل تسنن ، به عمد عرب های اهل تسنن و کردها را بدنام می کنند که یکی از این افراد، حارث الضاری است که با فرصت طلبی از بعضی ازکشورهایی که متاسفانه به او کمک می کنند، برای ایجاد فتنه های طایفه ای و قومی ( درعراق) تلاش می کند."
تنهایی عمیقترین لحظات زندگی انسان است، آری تنهایی موهبتی است الهی، در تنهایی از تنهایی به در می آئیم . من متولد نیمه شب 19 شهریور 1385 هستم .... ----------------------------------------- علاقه مندی های من : مطالب مذهبی و مهدویت، عکس و عکاسی، علمی و پزشکی، ادبیات همچنین توی این وبلاگ آخرین اخبار اقدامات دشمنان بر ضد شیعه رو جمع آوری می کنم.