تبليغاتX
دفتر یاداشت

سه شنبه نوزدهم شهریور 1387

آنها كه پس از مرگ زنده مي‌مانند

 
بيشتر مردم به علت ناآشنايي با شرايط فرد مرگ مغزي و اطمينان نداشتن به برگشت‌ناپذيري او به زندگي در مواقعي كه با چنين شرايطي مواجه مي‌شوند، در خصوص وضعيت موجود احساسي مي‌انديشند و قادر نخواهند بود با اتخاذ تصميمي مناسب، عده‌اي افراد بيمار نيازمند به اهداي عضو را از خطر مرگ نجات دهند.

اين در حالي است كه اگر قدري عميق‌تر درباره اين موضوع فكر كنند، مي‌توانند با اهداي اعضا و نسوج فرد مرگ مغزي جان چندين نفر از بيماراني را كه به علت نقص در عملكرد اعضا و اندام‌هاي بدنشان با مرگ دست و پنجه نرم مي‌كنند نجات دهند و نظاره‌گر بازگشت مجدد اين افراد به زندگي باشند.

به عبارت ديگر، آنها با اين اقدام به جاي از دست دادن عضو عزيزي از خانواده خود كه ديگر شانسي براي بازگشت به زندگي ندارد، اعضاي جديدي را به عضويت خانواده خود درمي‌آورند و به رنج مداوم خانواده‌هاي آنها پايان مي‌بخشند.

با دكتر كتايون نجفي‌زاده مسئول واحد فراهم‌آوري اعضاي پيوندي بيمارستان مسيح‌ دانشوري‌ در خصوص پيوند اعضا گفت‌وگويي كرديم كه مي‌خوانيد.

معمولا چنين تصور مي‌شود كه فرد مرگ مغزي مانند فردي كه در كما رفته است شانس بهبودي دارد. در صورتي كه از نظر علمي اين دو فرآيند كاملا متفاوت هستند. آيا مرگ مغزي برگشت‌پذير است؟

مرگ مغزي بر اثر تصادف، ضربه، سقوط از ارتفاع و يا بر اثر پارگي عروق مغزي يا تومور مغزي ايجاد مي‌شود و در نتيجه فشار داخل مغز افزايش مي‌يابد و عروقي كه خون را از گردن به داخل مغز مي‌رسانند بسته مي‌شوند؛ چرا كه در يك فضاي استخواني سفت و محكم، جايي براي اتساع وجود ندارد. به علت ايجاد اختلال در خون‌رساني پس از گذشت 6 تا 8 دقيقه كليه سلول‌هاي مغزي همزمان تخريب مي‌شوند و مي‌ميرند.

تخريب سلول‌ها در مرگ مغزي برگشت‌ناپذير و با وضعيت ايجاد شده در كما متفاوت است. در كما سلول‌ها تخريب نمي‌شوند، بلكه دچار اختلال در عملكرد مي‌شوند كه به علت سالم بودن ساختار سلول‌هاي مغزي اين عملكرد نيز مي‌تواند قابل برگشت باشد. حيات نباتي نيز درجه‌اي از وضعيت كماست.

در اين حالت فرد بيدار است، اما هوشيار نيست و بخش‌هايي از مغز او فعاليت خود را از دست داده‌اند. يكي از مهم‌ترين علت‌هاي نارضايي خانواده‌ها براي اهداي عضو كه از باورهاي غلط آنها ناشي مي‌شود، اين است كه آنها تصور مي‌كنند مرگ مغزي برگشت‌پذير است.

در اين شرايط بسياري از مردم، بيمار خود را با بيماران مبتلا به كما كه پس از مدتي به زندگي بازگشته‌اند يا به اصطلاح دقيق‌تر هوشياري خود را به دست آورده‌اند، مقايسه مي‌كنند.

اين در حالي است كه آنها بايد بدانند يكي از مهم‌ترين شرايطي كه براي اهداي عضو لازم و ضروري است، زنده‌ بودن حتي يك سلول مغزي در فردي است كه به عنوان بيمار مرگ مغزي تشخيص داده مي‌شود.

بسياري از افراد با واحد فراهم‌آوري اعضاي پيوندي تماس مي‌گيرند تا اعضاي بدن افرادي را كه دچار كما يا حيات نباتي شده و خانواده از نگهداري آنها خسته شده‌اند يا زندگي آنها را بي‌نتيجه مي‌دانند، اهدا كنند اما اين كار از نظر قانوني و شرعي پذيرفته‌شده نيست؛ چرا كه سلول‌هاي مغزي زنده‌اند و فقط عملكرد خود را از دست داده‌اند.

آيا فردي كه دچار مرگ مغزي شده است، درد را احساس مي‌كند؟

يكي ديگر از باورهاي غلطي كه مانع اهداي اعضاي فرد مرگ مغزي از سوي خانواده او مي‌شود، ترس از احساس درد و زجر در اهداكننده است. تاكنون در تاريخ پزشكي جهان، بيمار مرگ مغزي حيات خود را بازنيافته و اين شخص در واقع جسد محسوب مي‌شود و فقط به دليل باتري اتوماتيك قلبي تا مدت كوتاهي خون  در اعضاي بدن جريان خواهد داشت و به همين دليل به نظر اطرافيان زنده محسوب مي‌شود. اين در حالي است كه بيمار مرگ مغزي از نظر فيزيولوژيكي كاملا شبيه يك جسد است و هيچ درد و رنجي را احساس نمي‌كند.

اعمال حياتي بيمار مرگ مغزي تا چه مدت ادامه دارد و باتوجه به اين مساله، از زماني كه فردي دچار مرگ مغزي مي‌شود تا زمان پيوند اعضا از اين فرد به افراد نيازمند به اهداي عضو معمولا چقدر فرصت داريم؟

اعمال حياتي بدن اين افراد حداكثر تا 2 هفته ادامه خواهد داشت. از لحظه بروز مرگ مغزي، كنترل مغز از روي اعضاي بدن برداشته مي‌شود و به همين علت در تنظيم فشار خون، تعداد ضربان قلب، تنظيم درجه حرارت بدن، تنظيم ادرار و حجم مايعات بدن و همچنين تنظيم مقدار الكتروليت‌‌هاي بدن فرد بيمار اختلال ايجاد خواهد شد و بيمار بشدت در معرض مرگ قرار خواهد گرفت.

در صورتي كه دستگاه تنفس مصنوعي امكان نفس كشيدن را براي فرد بيمار فراهم نكند و با داروها و سرم‌هاي مختلف وضعيت بيمار تحت كنترل قرار نگيرد، بيمار در مدت زمان كوتاهي فوت مي‌كند بنابراين بايد گفت در اهداي عضو از بيمار مرگ مغزي حتي ساعت‌ها و دقيقه‌ها هم اهميت دارند و در صورت تاخير در زمان اهداي عضو ممكن است كيفيت هيچ‌يك از ارگان‌هاي بدن براي پيوند به فرد ديگر قابل قبول نباشد.

چه اعضايي قابليت پيوند از بيمار مرگ مغزي را دارند؟ آيا در اين زمينه در كشور ما محدوديت‌هايي وجود دارد؟

خوشبختانه در كشور ما علاوه بر اعضا امكان اهداي نسوج نيز وجود دارد. عضو يا ارگان اندامي است كه حيات آن وابسته به گردش خون است و تنها در زمان مرگ مغزي يا مدت زمان كوتاهي پس از آن قابل پيوند هستند. نسوج بدن نيز اندام‌هايي هستندكه مي‌توانند تا 48 ساعت پس از مرگ كامل قابل اهدا باشند. در ايران نيز مانند بسياري از كشورهاي ديگر اعضايي مانند قلب، ريه، كليه، كبد و پانكراس يا لوزالمعده و نسوجي مانند قرنيه، استخوان، تاندون، دريچه قلب و رگ قابليت پيوند دارند.

تعيين مرگ مغزي از سوي چه افرادي انجام مي‌شود، آيا هر پزشكي در هر بيمارستاني مي‌تواند بيمار مرگ مغزي را تشخيص دهد؟

وقتي فردي به عنوان بيمار مرگ مغزي شناسايي مي‌شود، گاه خانواده تصور مي‌كنند ممكن است بيمارشان مرگ مغزي نباشد و به اشتباه مرگ مغزي تشخيص داده شده باشد. در حالي كه در كشور ما قوانين مربوط به بيمار مرگ مغزي به اندازه‌اي سخت و دشوار است كه حتي واحدهاي فراهم‌آوري اعضا نيز براي انجام مراحل اوليه پيوند با مشكلات بسيار زيادي مواجه مي‌شوند.

پس از تشخيص اوليه مرگ مغزي در يك بيمار لازم است 4 نفر پزشك متخصص با تخصص‌‌هاي جراحي اعصاب، داخلي اعصاب، بيهوشي و داخلي هريك به طور جداگانه بيمار را معاينه كنند و در اين فاصله زماني 2 بار نوار مغزي از بيمار گرفته شود. اين افراد براي 4 سال از سوي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي براي تشخيص نهايي مرگ مغزي در همه بيمارستان‌ها انتخاب مي‌شوند.

يكي از ويژگي‌هاي افراد انتخاب شده اين است كه اين پزشكان نبايد از كاركنان كادر درماني بيمارستاني كه اهداي عضو در آنجا انجام مي‌شود، باشند. در تهران 3 واحد فراهم‌آوري اعضا در بيمارستان‌هاي مسيح دانشوري، امام خميني و شريعتي مستقر هستند كه به تازگي واحد بيمارستان سينا نيز قرار است فعال شود.

هر يك از گروه‌هاي واحد فراهمآوري اعضاي پيوندي در تهران بيمارستان‌هاي دولتي و خصوصي زيرمجموعه خود را كه درحقيقت زير نظر دانشگاه‌هاي علوم پزشكي شهيد بهشتي، تهران و ايران هستند، تحت پوشش قرار مي‌دهند.

ذكر اين نكته الزامي است كه حتي اگر يكي از الكترودهاي متصل به مغز يا هريك از نشانگرهاي ديگر كوچك‌ترين علامتي را ثبت كنند كه نشان‌دهنده واكنش بدن باشد عمليات اهداي عضو متوقف خواهد شد.

در چه مواردي پيوند عضو تنها راه درمان بيمار است؟ آيا فرد بيمار در قبال آن متحمل پرداخت هزينه اضافي خواهد شد؟

نارسايي پيشرفته برخي ارگان‌ها به جايي مي‌رسد كه هيچ درمان دارويي يا جراحي‌اي موثر نخواهد بود. در چنين مواردي تنها راه درمان فرد بيمار، تعويض ارگان از دست رفته يا همان پيوند است. براي پيوند عضو در مورد كليه يا در موارد استثنايي براي كودكان، امكان اهدا از فرد زنده وجود دارد ولي در ديگر موارد امكان اهدا از فرد زنده وجود ندارد و تنها راه نجات بيمار اهداي عضو از بيمار مرگ مغزي است.

يكي از باورهاي غلط مردم كه مانع از اهداي اعضاي بدن فرد مرگ مغزي به افراد نيازمند مي‌شود، ترس از خريد و فروش اعضاست. آنها بايد اطمينان داشته باشند كه اهداي عضو از بيمار مرگ مغزي كاملا رايگان است و خانواده اهداكننده در مقابل اين امر انساني هيچ وجهي را دريافت نمي‌كنند و از طرفي، گيرنده نيز براي عضوي كه دريافت كرده هيچ مبلغي را نمي‌پردازد.

تنها هزينه‌اي كه فرد گيرنده مي‌پردازد، هزينه مربوط به انجام عمل جراحي و مراقبت و بستري پس از انجام عمل پيوند است بنابراين خانواده‌هاي وابسته به بيمار مرگ مغزي بايد بدانند اهداي عضو از سوي خانواده فرد مرگ مغزي تنها جنبه انساني و خيرخواهانه دارد و جنبه‌هاي مادي در اين كار مطرح نيست.

كشور ما از نظر آمار اهداي عضو در مقايسه با كشورهاي ديگر در چه جايگاهي است؟

متاسفانه كشور ايران بيشترين مرگ مغزي و كمترين آمار اهداي عضو را دارد. آمار اهداي عضو در كشورها بر حسب يك ميليون نفر جمعيت است. براي مثال، در كشورهاي اروپايي و آمريكايي آمار اهداي عضو بين 10‌تا 20 در ميليون در سال است.

در اسپانيا كه از نظر تعداد پيوند از حسب در جهان پيشرو است، اين آمار 35 در يك ميليون نفر است و اين در حالي است كه آمار اهداي عضو در ايران تنها 2 در يك ميليون نفر است كه بسيار پايين‌تر از كشورهاي ديگر در سطح دنياست.

با توجه به آنچه گفته شد؛ مي‌توانيم بگوييم بر اين اساس ايران از نظر پيوند عضو از حسب حدود 20 سال از ديگر كشورهاي جهان عقب‌تر است و در رتبه آخر جهان قرار دارد.

اگر ميزان پيوند از حسب در ايران از نظر آماري با كشور اسپانيا برابر باشد، ديگر نيازي به انجام پيوند عضو از غريبه نخواهد بود. در حال  حاضر، بيش از يك ميليون نفر در سطح جهان از درمان پيوند عضو بهره‌مند شده‌اند كه در برخي از آنها از زمان انجام عمل پيوند حتي بيش از 25 سال مي‌گذرد.

با وجود اهميت پيوند اعضا براي نجات گروه وسيعي از بيماران، همچنان پس از گذشت چندين سال از تصويب قانون پيوند اعضا در ايران، چنان كه بايد از اين مساله استقبال نشده و اين موضوع سبب شده است با وجود توان بالاي علمي و تخصصي در انجام پيوند عضو، اعضاي واحدهاي فراهم‌آوري با مشكلات زيادي در زمينه پيوند از جسد مواجه باشند.

چه عاملي سبب شده است اهداي عضو در ايران در مقايسه با ديگر كشورها كمتر باشد؟ آيا گسترش فرهنگ اهدا در سطح جامعه مي‌تواند نقش موثري در افزايش آمار پيوند عضو داشته باشد؟

عوامل متعددي در پايين بودن آمار اهداي عضو در كشور تاثيرگذار بوده است. مهمترين عامل فعاليت نكردن بسياري از دانشگاه‌هاي كشور در زمينه كار روي بيمار مرگ مغزي است.

طبق قانون كشوري همه بيمارستان‌هاي دولتي و خصوصي موظف هستند موارد مرگ مغزي خود را به واحدهاي فراهم‌آوري دانشگاه علوم پزشكي مربوط گزارش دهند.

از سوي ديگر، براساس قانون وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي نيز همه دانشگاه‌ها در سطح كشور موظف به راه‌اندازي واحد فراهم‌آوري بوده‌اند كه متاسفانه بسياري از دانشگاه‌ها از اين قانون تبعيت نكرده‌اند و يا برخي دانشگاه‌هايي كه واحد فراهم‌آوري راه‌اندازي كرده‌اند، واحد فعالي ندارند.

آيا وزارت بهداشت براي رفع اين مشكل تدابيري انديشيده است؟

خوشبختانه در جلسه اخير مركز مديريت پيوند وزارت بهداشت، مقرر شد همه دانشگاه‌هاي كشور مجددا ارزيابي شوند و بيشتر شهرستان‌ها تحت پوشش واحدهاي فعال قرار گيرند.

به اين ترتيب در آينده‌اي نزديك تعداد بيماران مرگ مغزي كه به اهداي عضو مي‌رسند، افزايش چشمگيري خواهد داشت بنابراين انتظار مي‌رود واحدهاي پيوند كشور، بويژه واحدهاي پيوند كليه، بيماران نيازمند پيوند خود را از فهرست انتظار دريافت كليه از فرد زنده به فهرست انتظار دريافت كليه از بيماران مرگ مغزي انتقال دهند تا ارگان‌هاي فراهم‌شده هدر نرود و افراد زنده از اين پس مجبور نباشند كليه خود را به افراد نيازمند اهدا كنند.

در ايران سالانه چند نفر دچار مرگ مغزي مي‌شوند و چه تعداد از آنها اعضاي بدن خود را اهدا مي‌كنند؟

براساس بررسي‌ها و برآوردهاي انجام شده، سالانه 3 تا 4‌‌هزار نفر در ايران به مرگ مغزي مبتلا مي‌شوند كه تنها 140 تا 200 نفر آنها اعضاي خود را به بيماران نيازمند اهدا مي‌كنند كه 5‌‌درصد افراد مغزي را شامل مي‌شود. در صورتي كه در كشورهاي ديگر اين آمار اهداي عضو به 30 تا 50 درصد بيماران مرگ مغزي مي‌رسد كه گاهي در برخي كشورها آمار اهداي عضو فراتر از اين نيز بوده است.

در بسياري از كشورها اعضاي بدن فرد مرگ مغزي در زمره سرمايه‌هاي ملي قرار دارد و اين بيماران پيش از اهداي عضو به خاك سپرده نخواهند شد. براساس قانون مرگ مغزي كه در سال 1379 به تصويب رسيده است، مسوولان مراكز درماني دولتي و خصوصي موظف به گزارش وضعيت فرد دچار مرگ مغزي يا در آستانه مرگ مغزي هستند و اين در حالي است كه در حال حاضر بسياري از اين افراد يا اصلا شناسايي نمي‌شوند و يا بدون اهداي عضو به خاك سپرده مي‌شوند.

ناآشنايي پزشكان و پرستاران بيمارستان‌ها با مرگ مغزي و در نتيجه ارائه نكردن گزارش وقوع مرگ مغزي به واحدهاي فراهم‌آوري اعضاي پيوندي تاثير بسيار زياي بر كاهش فعاليت‌هاي آنها داشته است.

در سطح دنيا در هر يكصد تصادف يك نفر كشته مي‌شود، در حالي كه در ايران در هر 10 تصادف يك نفر كشته مي‌شود. در هر صد مرگ نيز يك مرگ مغزي اتفاق مي‌افتد كه با توجه به آن مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه كشور ما در مقايسه با ديگر كشورها بيشترين آمار مرگ مغزي را دارد.

تصور عمومي جامعه بر اين است كه انتخاب فرد گيرنده عضو به عهده بيمارستاني است كه فرد مرگ مغزي در آنجا بستري شده است. فرد گيرنده بر اساس چه اولويت‌هايي و چگونه انتخاب مي‌شود؟

در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي از طرف رئيس مركز مديريت پيوند فردي مسووليت تخصيص عضو از بيمار مرگ مغزي به بيماران نيازمندي كه فهرست اسامي آنها در اين وزارتخانه موجود است را به عهده دارد.

اين شخص موظف است علاوه بر ايجاد هماهنگي‌هاي لازم براي اهداي عضو كه بدون دخالت كادر درماني بيمارستان مربوطه انجام مي‌شود، شخص گيرنده را نيز از ميان فهرست‌هاي اسامي ارسالي از مراكز برحسب اولويت‌ ثبت‌نامي، گروه خوني، سايز بدن و بدحالي مشخص كند بنابراين بايد به اطلاع عموم مردم رسانده شود كه انتخاب فرد گيرنده بدون توجه به اين كه فرد مرگ مغزي در كدام بيمارستان و در كدام شهر كشور بستري بوده است، مستقيما تحت نظارت مسوولان وزارت بهداشت انجام خواهد شد و هيچ عامل ديگري در اين انتخاب تاثيرگذار نخواهد بود.

مهم‌ترين مشكلي كه مي‌تواند فرآيند پيوند عضو را تحت تاثير خود قرار دهد، چيست؟

به نظر مي‌رسد كمبود عضو قابل پيوند از مهم‌ترين مشكلات فرآيند پيوند عضو به بيماران نيازمند محسوب شود. اگرچه در سال‌هاي اخير پيشرفت‌هاي قابل توجهي در زمينه پيوند به دست آمده است، اما كمبود عضو پيوندي اين پيشرفت‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار داده است.

با توجه به افزايش آمار تصادفات و حوادث گوناگوني كه سبب افزايش نياز بيماران به پيوند عضو مي‌شود، لازم است با گسترش فرهنگ‌ اهداي عضو در سطح جامعه از سوي مسوولان نظام سلامت و كارشناسان مرتبط با فرآيند پيوند عضو زمينه مناسبي براي تشويق مردم به اهداي عضو از فرد مرگ مغزي فراهم شود.

شما به عنوان فردي كه در زمينه به وجود آوردن زمينه مناسب براي فرهنگ‌سازي پايه‌گذار اقدامات موثري همچون برگزاري سالانه جشن نفس بوده‌ايد، فكر مي‌كنيد چه عاملي مي‌تواتد در تشويق مردم به اهداي عضو تاثيرگذار باشد؟

در صورت افزايش اطلاع‌رساني درباره مزاياي پيوند عضو و اين‌كه با پيوند اعضاي يك فرد بيمار مرگ مغزي مي‌توانيم بيش از 4 نفر را از مشكلاتي كه با آن مواجه هستند نجات دهيم، مي‌توان اميدوار بود كه داوطلبان اهداي عضو نيز افزايش يابند.

واحد فراهم‌آوري اعضاي پيوندي دانشگاه شهيد بهشتي از آذر سال 1383 تاكنون براي جذب داوطلبان اهداي عضو تلاش‌هاي زيادي داشته است و با طراحي و فعال‌سازي سايت ايران اهدا به نشاني اينترنتي
www.iranehda.ir  پس از مدت زمان كوتاهي عده زيادي از افراد در اين سايت ثبت‌نام كرده و كارت عضويت را دريافت كرده‌اند.

آيا صرف داشتن كارت پيوند، براي انجام پيوند از فرد مرگ مغزي كافي است؟

طبق قانون اهداي عضو در كشور ايران كه مشابه قانون اهداي عضو بسياري از كشورهاي دنياست، حتي در صورت داشتن اين كارت نيز رضايت ولي بيمار براي اهدا ضروري است، رضايت از ولي درجه يك بيمار كه پدر، پدربزرگ و يا فرزندان پسر بالاي 18 سال فرد بيمار مرگ مغزي هستند، گرفته مي‌شود و در صورتي‌كه پدر يا پدربزرگ فرد بيمار زنده باشد و فرزند پسر بالاي 18 سال نداشته باشد، اخذ رضايت از ولي درجه 2 بيمار مرگ مغزي براي اهداي اعضاي او ضروري خواهد بود.

رضايت ولي بيمار به قدري حائز اهميت است كه اعضاي بدن فرد مجهول‌الهويه را نمي‌توان اهدا كرد. داشتن كارت پيوند تنها جنبه فرهنگ‌سازي دارد و از نظر قانوني به عنوان مجوز لازم براي انجام مراحل اهداي عضو محسوب نخواهد شد. فرد با داشتن اين كارت تمايل خود را به اطرافيانش اعلام مي‌كند و به اين طريق خانواده او نيز در صورتي كه او دچار مرگ مغزي شود، مي‌كوشند خواسته عزيزشان را برآورده كنند.

فكر مي‌كنيد فعاليت‌هاي فرهنگي انجام شده تا چه اندازه‌اي در اين زمينه موثر بوده است؟

يكي از پيامدهاي مطلوب ناشي از افزايش فعاليت‌هاي فرهنگي در زمينه اهداي عضو، سهولت جلب رضايت خانواده‌اي است كه يكي از اعضاي آنها دچار مرگ مغزي شده است.

تا چند سال پيش رضايت گرفتن از اعضاي خانواده بيمار مرگ مغزي براي اهداي اعضاي بدن او يكي از بزرگ‌ترين مشكلات واحد پيوند به شمار مي‌آمد كه حتي در مواردي با برخوردهاي فيزيكي از خانواده‌ها با مسوول واحد پيوند همراه بود اما آگاهي يافتن خانواده‌ها از چگونگي فرايند پيوند و كارآمدي اين اقدام انسان‌دوستانه سبب شده است گرفتن رضايت خانواده‌ها در مقايسه با گذشته به مراتب آسان‌تر شود تا جايي كه در برخي موارد، خانواده‌هاي داوطلب اهداي عضو بيمار مرگ مغزي خود شخصا با واحدهاي فراهم‌آوري اعضاي پيوندي تماس مي‌گيرند و خواستار اهداي عضو بيمارشان مي‌شوند.

 

منبع: روزنامه جام جم  دوشنبه ۱۸ شهريور 1387

نوشته شده در ساعت 13:57 |  لینک ثابت   • 

جمعه پانزدهم شهریور 1387


آنکه بذری نپاشیده باشد

 
                     منتظر باران نیست

 

 

الهم عجل لوليک الفرج

 

نوشته شده در ساعت 7:0 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سی ام خرداد 1387

فروش کلیه با گروه +A

قابل توجه ریاست محترم جمهور ( حفظ الله لسانه) وزیر محترم رفاه، وزیر محترم بهداشت، نمایندگان مجلس و کلیه خدمت گذاران به مردم

فروش کلیه با گروه  +A


نیازمندی های نور خوزستان چهارشنبه 29 خرداد 87

نوشته شده در ساعت 16:10 |  لینک ثابت   • 

جمعه سوم خرداد 1387

حضرت آيت الّله حق شناس

حضرت آیت الله حق شناساز زمره اين فرهيختگان وادي علم و معرفت رحماني و دلباختگان عرصه عشق و معنويت   رحيمي , حضرت آيت الله عبدالكريم حق شناس مي باشد .  فرزانه اي كه در شهر تهران چشم بر سراچه پرآشوب دنيا گشود و آغازگر زندگي پرفراز و نشيبي گرديد كـه مي بايست عمري را سر به چوگان مشيّت الهي سپارد و روانه طريق رشد تعالي را به پيمانه الست طي نمايد .از اين رو با هوشي سرشار و استعدادي وافر در حوزه علميه تهـــران با بهره مندي از محضر اساتيد بزرگي همچون آيت الله مير سيد علي حائري (معروف به مفسرو صاحب تفسير مقتنيات الدّرر ) و حكيم بزرگ قرن چهاردهم هجري قمري مرحوم ميرزا طاهر تنكابني و مرحوم حجت الا سلام شيخ محمد حسين زاهد و عارف و حكيم اخلاقي بزرگ و همچنين شاگرد آخوند ملّا حسينقلي همداني , آيت الله ميرزا امامزاده زيدي , در اندك زماني درجات علم و دانش را طي نمود و با اشتياق و عطش بسيار از زلال معارف استاد كامل فرزانه زنده ياد حضرت آيت الله شاه آبادي ساغر معنويت و پاكي برگرفت و با روشنگريهاي عارفانه آن پير دوران به شيشه صافي نشست و مصّرانه و در پرتو آيه آسماني " ويْزَكّيهِمْ وُ يْعُلِّمْهْمْ الْكِتَابُ وُ الْحِكْمه "  با ذوقي وصف ناپذير به سيروسلوك به سوي معبود لايزالي پرداخت و زنگار تعلقات و ملال روزگاران را به سرپنجه كفايت عشق از جبين مبارك خود زدود.

 

درباره استاد

جملات قصار

سخنرانی ها

آلبوم عکس

 

درگذشت  حضرت آيت الّله حق شناس را به محضر امام عصر(عج) و

 مسلمين جهان تسليت باد.

نوشته شده در ساعت 16:27 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387

قرار دادن کلمه جعلی Arabian Gulf در کنار نام Persian Gulf در نرم افزار Google Earth

شرکت گوگل در توطئه ای جدید بر ضد کشور عزیزمان ایران، کلمه جعلی  Arabian Gulf( خلیج عربی ) را در کنار نام واقعی خلیج فارس  Persian Gulf قرار داده است.

Arabian Gulf  no is Persian Gulf


برای اعتراض به این مسئله به این آدرس

http://www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html 

مراجعه کنید و با وارد کردن نام و Email خود اعتراضتان را وارد کنید .


به کوری چشم تمام دشمنان و اعراب

 

 خلیج همیشه فارس

 

 تا ابد

 

خلیج فارس

 

خواهد ماند.
 

نوشته شده در ساعت 17:12 |  لینک ثابت   • 
 
.::<- اللهم صل علي محمدوال محمد وعجل فرجهم ->::.